آموزه میلتون فریدمن امتحان زمان است


جورج دبلیو بوش در حالی با روز فریدمن صحبت می کند که همسرش میلتون فریدمن خطاب به بزرگانی که در مراسمی به احترام وی در ساختمان اجرایی آیزنهاور در واشنگتن دی سی جمع شده بودند ، 9 مه 2002 صحبت می کند.
(کوین لامارک / رویترز)

جو بایدن و مدیران عامل بر کمک به سهامداران غیر سهامدار تأکید دارند ، اما آنها نظریه اولویت سهامداران فریدمن را دقیقاً همان کار را انجام نمی دهند.

حبه درستی 50 سال پیش در این هفته ، میلتون فریدمن مقاله معروف خود را منتشر کرد دکترین فریدمن: مسئولیت اجتماعی یک تجارت افزایش سود آن است، که توسط بسیاری از جمله سال گذشته ، میزگرد تجارت و جو بایدن ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ، مورد نکوهش قرار گرفت ، و آن را برای سایر ذینفعان مانند کارگران شرکت و جوامعی که در آن کار می کنند مضر دانست – ادعایی که قابل تأیید است. قرار دادن سهامداران ابتدا اغلب به نفع – و نه به هزینه – سهامداران دیگر عمل می کند.

تقبیح “اولویت سهامدار” و پذیرفتن به اصطلاح “سرمایه داری سهامداران” توسط میزگرد تجارت (BRT) اخیراً توسط رئیس و مدیر عامل BRT ، جاش بولتون ، در مجله ی وال استریت. وی توضیح داد که بیانیه جدید اعلامیه ای است مبنی بر اینکه “شرکت ها نه تنها باید به سهامداران خود خدمت کنند ، بلکه به مشتریان خود ارزش نیز می دهند ، در کارمندان سرمایه گذاری می کنند ، با معاملات منصفانه با تأمین کنندگان معامله می کنند و از جوامعی که در آن فعالیت می کنند حمایت می کنند.” شاید بتوان این کلمات را فراتر از یک نشانه فضیلت در یک رقابت برای مشتریانی که به طور فزاینده ای از شرکت ها به نوعی حمایت عمومی از اهداف اجتماعی نشان می دهند ، خواند. در این صورت ، با انتشار بیانیه های “سهامداران” برای حفظ مشتریان جدید با آگاهی اجتماعی و کمک به جلب آنها ، شرکت ها هنوز سهامداران خود را در اولویت قرار می دهند. در عین حال ، کسانی که نگرانند حتی با یک جمله آرامبخش مانند این دری که می تواند به مکانهای بسیار خطرناکی باز شود ، اطمینان نخواهند داشت که مرجع بولتون را در همان مقاله به “مشارکت کنندگان کوتاه مدت” بخوانند. به عنوان “یک تأثیر سو on بر تجارت ایالات متحده – برای مثال ، تحت فشار قرار دادن شرکت ها برای چشم پوشی از سرمایه گذاری در کارخانه ها ، تجهیزات ، تحقیقات و نیروی انسانی برای دستیابی به اهداف مالی سه ماهه.”

این نیز یک مغالطه رایج است که در نظریه اولویت سهامداران فریدمن بیان می شود که سود باید تنها هدف شرکت باشد. او متوجه می شود که “کارفرمایان ممکن است هدفی متفاوت داشته باشند … به عنوان مثال ، در یک بیمارستان یا مدرسه” که در آن “مدیر چنین شرکتی سود مالی را به عنوان هدف خود ندارد بلکه ارائه برخی خدمات است” اما “هنوز نماینده افرادی است که صاحب شرکت هستند.” یا شرکت های بزرگ الکتریکی را ایجاد می کنند. “شرکت ها هنوز هم می توانند با هدف به حداکثر رساندن آنچه که اولیور هارت و لوئیجی زینگالس از اقتصاددانان به عنوان” رفاه سهامداران “یاد کرده اند ، به منافع غیر پولی مشخص شده در توافق سهامداران و منشورهای شرکت ها بپردازند.

اما داده های سهامداران شرکتی مانند BRT اغلب آنچه شرکت های انتفاعی انجام می دهند و آنچه که باید برای رسیدن به اهداف گسترده تر جامعه انجام دهند ، بیش از حد تخمین می زند. طبق گزارش سالانه Giving USA 2020 در زمینه خیرخواهی ، شرکت ها به طور متوسط ​​بیش از 1٪ درآمد قبل از مالیات خود را برای اهداف خیرخواهانه تأمین نمی کنند (از زمان شروع این گزارش ها این رقم 1٪ نسبتاً ناپایدار بوده است). و این چیز بدی نیست: فریدمن گفت: خیرخواهی خصوصی در نهایت باید به عهده افراد باشد “به عنوان مدیر ، نه نماینده”.

برخلاف نظر کسانی که در غیر این صورت استدلال می کنند ، اولویت سهامدار گزینه جمع صفر نیست. در عوض ، اغلب این شرکت است که به مشتریان و کارگران خود بهترین خدمات را ارائه می دهد که به سهامدارانش بهترین خدمات را می دهد. اگر شرکت هایشان استعداد مورد نیاز خود را حفظ کنند با پاداش دادن به کارمندان سخت کوش با دستمزدهای رقابتی در صورت موفقیت و جذب استعداد در بازار کار ، به سهامداران منتقل می شود. وقتی شرکت هایی مانند والمارت حداقل 15 دلار دستمزد خود را داوطلبانه و نه در نتیجه مداخله دولت اعمال می کنند ، این کار را به عنوان یک اقدام خیرخواهانه انجام نمی دهند. به همین ترتیب ، اولویت قرار دادن سهامدار غالباً مستلزم این است که یک شرکت چه با ارائه محصولات و خدمات با کیفیت ، از طریق قیمت گذاری رقابتی یا هر دو با مشتریان خود رفتار خوبی داشته باشد. چیزی می گوید ، به گفته جیمز بیسین ، اقتصاددان ، امروزه 50 برابر بیشتر از 80 سال پیش محصولات موجود در فروشگاه های مواد غذایی وجود دارد.

در مقابل ، فریدمن استدلال کرد که وقتی یک مدیر با صرف پول شرکت در جهت رسیدن به منافع عمومی اجتماعی از وظیفه سهامدار در شرکت خارج می شود ، “تا حدی که اقدامات او دستمزد برخی از کارمندان را کاهش دهد ، او پول آنها را خرج می کند” و “هرچه اقدامات وی افزایش یابد قیمت برای مشتری است ، پول مشتری خرج می شود. “

اولویت سهامداران و دستیابی به سود شرکت ها اغلب با انحصار و / یا سو abuse استفاده از قدرت بازار اشتباه گرفته می شود که گاهی اوقات (به ویژه امروزه) مانع این روند شکل گیری قیمت گذاری رقابتی می شود. با این حال ، انحصار رانتی نقشی در چارچوب فریدمن ندارد. وی همچنین خواستار بازارهای رقابتی و موانع کم برای ورود به بازار شد.

برخی از طرفداران سهامداران استدلال می کنند که بازخرید سهامداران که سرمایه را به سهامداران بازمی گرداند در هزینه سرمایه گذاری طولانی مدت است. اما این نظر تا حد زیادی غلط است. همانطور که تحقیقات کلیف آسنس ، تاد هازلکورن و اسکات ریچاردسون نشان می دهد ، فعالیت خرید برگشتی به سطح سرمایه گذاری شرکت ارتباط ندارد. در عوض ، سرمایه ای که از نظر مدیریت نمی تواند برای ابزارهای تولیدی مورد استفاده قرار گیرد ، به سهامداران بازگردانده می شود و تا حد زیادی در شرکت های کوچکتر توزیع می شود ، که به نوبه خود باعث ایجاد شغل و خدمت به بازارهای جدید می شود.

آنها معتقدند طرفداران “سرمایه گذاری در محیط زیست ، اجتماعی و حاکمیت شرکتی” (جایی که شرکتها نیز با پایبندی به استانداردهای هنجاری زیست محیطی ، اجتماعی یا حاکمیت سنجیده می شوند) یا سایر اشکال سرمایه گذاری “مسئول اجتماعی” ، ایده ای که بخشی از “سرمایه داری سهامداران” نیز هست. این امر می تواند بدون بازدهی خسارت بار محقق شود. در واقع ، اغلب ادعا می شود که این امر خطر را کاهش می دهد و احتمالاً بازدهی را افزایش می دهد. حداقل چندان قطعی نیست که این مورد به خوبی برجسته باشد. انحراف از “سهام گناه” غیر دوستانه به حاکمیت زیست محیطی به عنوان مثال اجتماعی و نهادی ، به عنوان مثال ، افراد در بخش انرژی ، در تئوری ، قیمت سهام خود را پایین می آورند و هزینه سرمایه را افزایش می دهند ، زیرا شرکت ها برای جذب سرمایه از گروه کوچکتر سرمایه گذاران مجبور به کار بیشتری هستند. با این حال ، در دراز مدت. این ممکن است منجر به افزایش بازده برای کسانی شود که در آن سرمایه گذاری می کنند ، با این فرض که اصول شرکت (جریان های نقدی) توسط تعداد کمتری از سرمایه گذاران “سهام گناه” بدون تغییر باقی بماند. با بررسی این مسائل ، اقتصاددان دریافت هریسون N. و مارسین کسپرسچیک با استفاده از داده های سالهای 1965 تا 2006 دریافتند که “سهام گناه” (مانند تنباکو ، الکل و سهام قمار) در طولانی مدت از “سهام کاذب” پیشی می گیرند. مطالعه اخیر دیگری نشان داده است که ESG سهام را در هنگام سقوط COVID-19 واکسینه نکرده و با بازده در طول دوره “بهبود” بازار در سه ماهه دوم سال 2020 ارتباط منفی داشته است.

برای اینکه صریح بگویم ، من بحث نمی کنم که اولویت قرار دادن سهامدار راه حل همه مشکلات جامعه است. این کاری نیست که شرکت ها آماده انجام آن هستند. به گفته فریدمن ، زیبایی نهاد خصوصی این است که هدف مشخص تعریف شده خدمت به اهداف کاملاً مشخص سهامداران است: “استاندارد عملکرد ساده است و افرادی که بین آنها یک قرارداد قراردادی داوطلبانه به وضوح مشخص شده است.”

در مقابل ، تلاش برای استفاده از منابع یک شرکت خصوصی خصوصی برای دستیابی به یک هدف کلی اجتماعی ، مشکلات عملی و فلسفی را ایجاد می کند. با شروع اولین ، به عنوان مثال ، س questionsالاتی در مورد چگونگی هماهنگی این تلاش ها وجود دارد (بیایید یک مثال بیاوریم ، چگونه مشخص کنیم که یک شرکت خاص به طور داوطلبانه برای کاهش انتشار کربن موافقت کند). و هزینه کارایی مشخص است. به جای تمرکز هر شرکت بر روی آنچه که بهترین کار را انجام می دهد ، سعی خواهد کرد در دستیابی به یک هدف جمعی مشارکت کند ، که برای رسیدن به آن آمادگی کافی ندارند. منظور آدام اسمیت از “تقسیم کار” این نیست ، و هزینه ها ، فقط از نظر مالی یا تلاش بیهوده ، احتمالاً زیاد خواهد بود.

تعیین مسیری که جامعه باید طی کند ، کار دولتی است نه تجارت. به عنوان مثال ، وقتی صحبت از محیط می شود ، تصمیم گیری در مورد چگونگی تعیین قیمت ها یا نظارت بر مواردی که یک شرکت می تواند تولید کند ، باید به عهده رأی دهندگان و دولت های منتخب آنها باشد. انتظار برای اقدام شرکت ها بر خلاف منافع سهامداران خود نه روش صحیح است و نه روش مثر.

این بدان معنا نیست که بخش خصوصی نمی تواند به حل مشکلاتی که رای دهندگان شناسایی کرده اند کمک کند. غالباً ، با توجه به مشوق های مناسب ، این کار با کارآیی بیشتری انجام می شود تا یک دولت در دراز مدت. به عنوان مثال ، شرکت های تولیدکننده خودروهای الکتریکی مانند تسلا در حال تولید اتومبیل هایی با آلایندگی صفر هستند که میزان تولید گازهای گلخانه ای را کاهش می دهد و شرکت های دارویی مانند Moderna برای ساخت واکسن های COVID-19 در حال رقابت هستند اما هنوز هم برای افزایش ارزش سهامداران تحت دستور کار می کنند.

آدام اسمیت این را فهمید. او با هدایت مدیریت شرکت خود “به شکلی که تولید آن را از ارزش بالایی برخوردار سازد ، منظور او فقط سود خود است ، و در این امر ، مانند بسیاری از موارد دیگر ، دستی نامرئی را برای پیشبرد هدفی هدایت می کند که بخشی از قصد او نبوده است” ، با این حال ، این هدف به نفع گسترده جامعه است.

جان هارتلی دانشجوی کارشناسی ارشد در مدرسه هاروارد کندی و عضو بازدیدکننده در بنیاد تحقیقات فرصت برابر است. وی پیش از این به عنوان مشاور ارشد سیاست در کمیته مشترک اقتصادی کنگره فعالیت می کرد.




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
خود دبلاسیو فرولوس و همه کارمندانش در بحران بودجه شهر نیویورک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *