بحران بعدی پلیس | بررسی ملی


افسران پلیس نیویورک در حین تظاهراتی که خواستار خروج دونالد ترامپ و مایک پنس از دفتر در نزدیکی میدان هرالد در شهر نیویورک است ، 5 سپتامبر 2020 ، در حال نگهبانی هستند. (ماه بهشت ​​/ رویترز)

ما با خصومت علیه پلیس زندگی می کنیم. نتیجه این امر در حال حاضر در نرخ بالای جرم و جنایت نشان داده شده است ، زیرا پلیس از اقدام فعال پلیس که ما را در امنیت نگه می دارد ، عقب نشینی می کند.

آآمریکایی پلیس به سمت یک بحران پیش می رود.

پلیس ها همچنان به کار خود ادامه می دهند. آنها با نشانه های اعتصاب اعتصاب و رژه در مقابل ایستگاه های پلیس محلی نخواهند رفت. اما آنها دیگر از انجام پلیس پیشگیرانه ای که هر پلیس خوب می داند و واقعاً از جرایم جلوگیری می کند ، منصرف می شوند. بدون شک خیلی ها این کار را کردند.

این سناریو را تصور کنید: یک پلیس در حال گشت زنی مشاهده می کند که چند مرد جوان در گوشه ای از محله جنایت شدید آویزان شده اند. (نژاد اهمیتی ندارد – درک کنید کدام یک از رنگها در این منطقه محبوبیت بیشتری دارد.) یکی یا دو نفر ممکن است از دستگیری های قبلی برای افسر شناخته شده باشد. او متوقف می شود و از آنها می پرسد ، آنها را مورد سرزنش قرار می دهد ، شاید نام آنها را از طریق رایانه برای بررسی سفارشات معلق اجرا می کند. احتمال این وجود دارد که او اسلحه ای علیه حداقل یکی از آنها و احتمالاً برخی از مواد مخدر نیز پیدا کند. مداخله وی همچنین ممکن است برنامه های مربوط به سرقت ، سرقت مسلحانه ، یا تیراندازی با رانندگی را در اواخر شب خنثی کند.

همچنین خطر زیادی وجود دارد که این مداخله منجر به اتهام مقاومت در برابر یک افسر یا حمله به یک افسر شود. می توان یک یا چند مظنون را زد یا به زمین برد و بست. شانس کمتری ، اما در عین حال واقعی ، وجود داشت که این رویارویی منجر به تیراندازی توسط یا به سمت افسر شود. آن ها واقعاً خیابان های ناپسند آنجا هستند

با تشدید ناآرامی ها در مورد تحریک “زندگی سیاه پوستان” در شهرهای آمریکا ، مأموران اجرای قانون هر روز بیشتر درمی یابند که در هر برخورد با مظنونان سیاه پوست ، توسط دادستان های محلی ، شهرداران یا مقامات پلیس ترسو ، بدون توجه به اینکه کیستند ، به درون گرگها پرتاب می شوند. که چقدر ممکن است آنها در عملی که تحت فشار انجام می دهند درست یا غلط باشند.

و دفعه بعدی که آن گروه از افراد شرور را در گوشه و کنار آویزان کردند ، ممکن است تصمیم بگیرند که در کنار آنها رانندگی کنند. از این گذشته ، اگر منتظر دریافت گزارش اختلالی باشند که این مظنونین مرتکب شده اند ، نمی توان آنها را معلق ، اخراج یا متهم کرد.

بحرانی که پلیس امروز با آن روبرو است این است که به سادگی با انجام کارهای خود ، به طور فزاینده ای در معرض نتایج ناعادلانه قرار می گیرند – یا زندگی خود را به خطر می اندازند. دو واقعه اخیر این خطر را نشان می دهد.

مارس گذشته ، یک مرد سیاه پوست پس از درگیری با پلیس در روچستر نیویورک درگذشت. این اتفاق در روزهای اولیه شیوع ویروس کرونا رخ داده است. پلیس گزارشی در مورد مرد برهنه ای که در حال فساد بود دریافت کرده بود. همانطور که هر پلیس باسابقه ای می داند ، این نوع شرایط اغلب نشان می دهد که شخصی تحت PCP است ، یک داروی به خصوص خطرناک که باعث می شود مصرف کنندگان آن از بدن خود خارج شوند و غیر منطقی عمل کنند. همچنین می تواند منجر به مرگ ناگهانی در اثر تحریک دیوانه وار سیستم قلبی ریوی شود.

هنگام روبرو شدن ، او با مظنون می جنگد ، او را لگد می کند و تف می کند – از این رو برای محافظت از افسران در برابر قرار گرفتن در معرض ویروس ، از هود برای تف به مظنون استفاده شد. در مقطعی مظنون از هوش رفت و دچار حمله قلبی شد. امدادگراني كه به صحنه فراخوانده شدند ، CPR را انجام دادند. وی را به بیمارستان منتقل کردند و چند روز بعد در آنجا درگذشت. سرانجام معاینه پزشکی روچستر حکم داد که مرگ قتل بوده است ، ظاهراً به دلیل خفگی در هنگام محدودیت بدنی بوده است. در اوایل سپتامبر ، هفت افسر دستگیر شده دستگیر شدند. باید دید در صورت وجود چه اتهاماتی علیه آنها صادر می شود. پلیس های کهنه کار می دانند که مواد مخدر ، الکل و زندگی ناسالم گاهی اوقات منجر به بحران های پزشکی تهدیدآمیز در مظنونان در بازداشت می شود. و آنها نمی دانند که چگونه آنها را سرزنش کنند.

در پرونده دوم ، در تولسا ، یک افسر یک مظنون فراری را که مأمور را در اتومبیل خود می کشید ، شلیک کرد و زخمی کرد که افسر وارد آنجا شد و سعی کرد او را مهار کند. این پلیس به جرم “تخلیه بی پروا اسلحه گرم” متهم شد. این گیج کننده است: افسر (که به مرخصی می آید) در معرض خطر مرگ قرار داشت.

در پرونده مشهور مربوط به تیراندازی جیکوب بلیک ، در کنوشا ، ویسکانسین ، افسران همه جا تماشا می کنند تا ببینند آیا اتهامات پلیس مطرح می شود یا خیر. اکثر پلیس ها در برخی از مواقع با نوع وضعیتی که در کنوشا اتفاق افتاده بود برخورد کردند: آنها گزارشی از یک آشفتگی دریافت کردند ، متوجه شدند که یکی از شرکت کنندگان تحت حکم کیفری تحت تعقیب است ، بلیک نیز تلاش کرد فقط مظنونی را که در برابر آنها مقاومت کرده ، فرار کرده یا حمله کرده است ، دستگیر کند. پس از آموزش آنها ممکن است فرد مظنون را مورد آزار و اذیت قرار دهند که در بیشتر موارد منجر به انقیاد وی می شود.

بلیک دو بار طعنه زده شده است اما هنوز ارسال نکرده است. بعداً پلیس گزارش داد که چاقویی در طرف راننده ماشین وجود دارد که بلیک به سمت آن متمایل شده بود. اکثریت قریب به اتفاق پلیس های ایالات متحده ، در چنین وضعیتی ، همان کاری را انجام می دهند که فکر می کردند باید انجام دهند – از جمله تیراندازی به مظنون – زیرا آنها می خواهند شبانه به خانه خود بروند.

ما با خصومت علیه پلیس زندگی می کنیم. این نتیجه در حال حاضر در نرخ بالای جرم و جنایت ، به ویژه در شهرهایی که پلیس محلی تحت حمله شدید قرار دارند ، با درخواست “لغو” بخش های خود ، مشهود است. فقط بدتر خواهد شد تعداد فزاینده ای از پلیس به راه خود برای حفظ شغل و زندگی خود ادامه می دهند.

من پلیس را می شناسم. من در طی یک دهه به عنوان خبرنگار جرم در روزنامه های روزانه با آنها آشنا شدم. من می دانم که آنها نژاد پرست خونخوار نیستند که به دنبال فرصت بعدی برای تیراندازی به یک سیاه پوست باشند. هرکسی که می دانستم از مرگ جورج فلوید در مینیاپولیس ابراز تاسف می کند. من وقت خود را با تعدادی از افسران پلیس گذراندم که از نیروی کشنده استفاده کردند – در هر مورد ، از جمله دو نفر که من شاهد آنها بودم ، با توجیه کامل – و هر یک از آنها پشیمان شدند که مجبورند روح انسان را بگیرند و دیگر آنچه را که هست نیست.

اما من و آنها نیز می دانستیم که ماموریت آنها محافظت از شهروندان بی گناهی است که در صورت عدم مداخله افسران قربانی می شوند. فقط در این سال فقط در شیکاگو 32 کودک توسط جنایتکاران مسلح کشته شدند.

همه حق دارند بر فرض بی گناهی در آمریکا – ظاهراً به جز مأموران اجرای قانون. در موارد نادر وحشیانه واقعی ، پلیس های درگیر می توانند و باید پاسخگو باشند و خود پلیس ها اولین کسی هستند که موافقت می کنند. اما آنها همچنین فریاد “قطع پلیس ها” را می شنوند ، که به نظر می رسد تقریباً هر نوع استفاده از زور را دنبال می کند ، بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر موجه باشد.

بنابراین آنها امشب در محل کار خود خواهند بود ، اما اگر آنها به کار پلیس که همه ما را ایمن نگه دارد ادامه دهند ، تعجب نخواهیم کرد. این فاجعه ای است که این روزها در آمریکا رخ داده است.

مایک بریک دهه 1970 را در پوشش حملات پلیس در شهر اوکلاهما گذراند و بعداً سخنران فرماندار اوکلاهما بود. وی ویرایش پرفروش ترین تاریخ شفاهی بمب گذاری در شهر اوکلاهما را انجام داد.




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
زندگی در ناهید؟: اختراع فناوری های اکتشافی می تواند به پاسخ دادن به س Helpال کمک کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *