رهبری وینستون چرچیل برای انگلیس در طول حمله بسیار مهم است


وینستون چرچیل (کتابخانه کنگره)

غیرممکن است که مردم لندن در آخرین ساعت بحران بدون وینستون چرچیل در بحبوحه طوفان ایستاده باشند.




مقاله عضو NRPLUS

دبلیو
اتین هفته ها پس از حمله آلمان نازی به لهستان ، در تاریخ 1 سپتامبر 1939 ، که منجر به آغاز جنگ جهانی دوم شد و شک و تردید در مورد بقای تمدن غرب را ایجاد کرد ، محقق لس آنجلس آکسفورد خطبه ای را در کلیسای مریم مقدس با ایراد سخنرانی کرد و از مخاطبان خود خواست تا “یک رابطه گرم” داشته باشند. ” دانستن گذشته. “او هشدار داد که بدون این دانش ، آنها در معرض” آب مروارید بزرگ ناشی از مزخرفاتی که از مطبوعات و میکروفون جاری می شود “در سن خود هستند.

این کلمات به پیشگویی تبدیل شد. هفته گذشته ما هفتاد و پنجمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم را جشن گرفتیم ، اما بزرگترین کشیش های فرهنگ لغو گرایانه حتی به طور ناخوشایند متوجه نمی شوند که چه چیزی در معرض خطر است و در نهایت تمدن ما چگونه زنده مانده است. آنها نمی فهمند که نازیسم در ابتدا با مقاومت شدید مردم انگلیس در یک لحظه بحران وجودی ، به رهبری یک نخست وزیر با جسارت غیرقابل تحریم ، مورد حمله جدی قرار گرفت – شاید در نهایت کشنده باشد.

از 7 سپتامبر 1940 ، شهروندان لندن 57 شب متوالی بمب گذاری را که تحت عنوان حمله رعد اسا شناخته می شود ، تحمل کردند. در شب اول حمله ، 200 بمب افکن به شهر حمله کردند و 300 لندنی را کشتند. در پایان ماه ، 6،954 غیرنظامی جان خود را از دست دادند. قبل از اینکه نازی ها تسلیم شوند ، حداقل 40،000 کشته شدند. هزاران نفر بی خانمان شدند. هر شب آتش سوزی آسمان لندن را روشن می کرد زیرا ساکنان به دنبال پناه دادن در زیرزمین شهر بودند. اما مردم لندن حاضر به تسلیم شدن نشدند.

توضیحات زیادی برای مقاومت آنها ارائه شده است ، اما در قلب داستان آنها یک رهبر وجود داشت: وینستون چرچیل.

چپ رادیکال البته چرچیل را “نژادپرست” و “امپریالیست” تحقیر می کند. Mops مجسمه خود را در میدان پارلمان لندن تهدید کرد ، که در ماه ژوئن پیش از اعتراض سیاه زندگی در وست مینستر بسته بندی شده بود. اما حتی برخی از محافظه کاران سخنان بدنام چرچیل را به عنوان “تفسیر محبوب سینمایی” از توانایی انگلیس در مقاومت در برابر حمله نازی ها رد می کنند. نوشتن اقیانوس اطلسدیوید بروکس استدلال می کند که کلید مقاومت مردم لندن را می توان در “پیوندهای اجتماعی شدید” یافت که در طول حمله مشترک بوده اند. “در سال 1940 ، انگلیس با دشمنی منحصر به فرد شوم روبرو شد. ایجاد احساس هدف اخلاقی نسبتاً آسان بود.”

از میان تمام افسانه هایی که پیروزی بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم را احاطه کرده اند ، این افسانه شاید کاملاً با واقعیت های تاریخی فاصله داشته باشد. هر کشوری که نازی ها تا تابستان 1940 فتح کرده بودند – چکسلواکی ، لهستان ، دانمارک ، نروژ ، بلژیک و هلند – از شر منحصر به فرد نازیسم آگاه بودند. هر یک از آنها فرو ریخت ، بیشتر آنها در طی چند روز. فرانسه – که در طول جنگ جهانی اول چهار سال وحشیانه با آلمان جنگید و در آغاز جنگ بیشترین ارتش را در این قاره داشت – طی شش هفته تسلیم شد. رهبران فرانسه ، منعکس کننده حال و هوای بیشتر مردم ، تحت سلطه شکست نظامی بودند.

ایجاد و حفظ احساس هدف ملی در آرواره های وحشت نازی ها ، به جای “نسبتاً آسان” ، یکی از چشمگیرترین دستاوردهای چرچیل بود. وظیفه او به دلیل پیش فرض های صلح طلبانه و مترقی که به فرهنگ مماشات در سراسر دهه 1930 دامن می زد ، دشوارتر شد. وحشت زده از کشتار صنعتی جنگ بزرگ ، یک نسل کامل از اروپاییان جامعه غربی را ، به قول TS الیوت ، به عنوان “زمین بایر” طمع سرمایه داری ، شبه میهن پرستی و ریاکاری معنوی قلمداد می کردند. چرچیل مبهوت شد وقتی در فوریه 1933 مجمع اتحادیه آکسفورد با اختلاف زیادی این گزاره را تصویب کرد: “این مجلس تحت هیچ شرایطی برای پادشاه و کشور نمی جنگد”. سی. اس. لوئیس از دانشگاه آکسفورد شرایط ذهنی را اینگونه به خاطر می آورد: “مردی که ذهن او در یک دوره بدبینی و ناامیدی شکل گرفته است ، نمی تواند امید و قدرت را آموزش دهد.”

هدف اخلاقی؟ حتی پس از حمله آلمان به لهستان در سال 1939 ، انگلیس درباره اهداف خود در صحنه جهانی اختلاف عمیقی داشت. چپ سوسیالیست منبع اصلی سردرگمی بود: با رد سرمایه داری دموکراتیک ، تفاوت کمی بین انگلیس بزرگ و دشمنان فاشیست آن دیدند. در یک نظم نوین جهانی (1940) ، H.G. Wells کاملاً چشم انداز مترقی سوسیالیست را به تصویر کشید: او نوشت که “جنگ چمبرلین و هیتلر” توسط “طبقه حاکم با نفوذ” که با “روشهای عملیاتی بی انضباطی” روبرو است ، یک حساب جدید است. ولز توضیح داد که مشکل از نازی ها نبود. سیستم فردگرایی ملی و بنگاه ناهماهنگ بیماری جهان است و این کل سیستم است که باید پیش برود. . . . زیرا اکنون همه جاده های جهان منجر به سوسیالیسم یا از هم پاشیدگی اجتماعی می شود. “

سعی کنید نخست وزیر انگلیس ملت خود را برای مبارزه با ماشین جنگی نازی ها مسلح به این سلاح مترقی بسیج کند. در واقع ، پس از تخلیه قهرمانانه اما تحقیرآمیز نیروهای انگلیس و فرانسه در دانکرک ، چرچیل با فشار زیادی برای ملاقات هیتلر در میز مذاکره روبرو شد. اما حتی این “فاجعه عظیم نظامی” بهترین او را نشان داد: اراده ای آهنین برای مقابله با دشواری ، هر هزینه ای که دارد ، و ادامه جنگ. اندرو رابرتز در کتاب خود نوشت: “چرچیل در طول جنگ و پس از آن بارها و بارها گفت که تمام تلاش وی این بود که عزم مردم انگلیس را برای جنگ تا پیروزی بیاندیشد.” چرچیل: قدم زدن با سرنوشت. “اما او برای ایجاد ، پشتیبانی و هدایت آن نیز کارهای زیادی انجام داد.”

سامرست موگام ، نمایشنامه نویس و رمان نویس ، تنها یکی از کسانی بود که پس از نخست وزیری چرچیل قدرت بینش را بر روی مردم آزمایش کرد. وی یادآوری می کند: “انگلیس با انگلیسی که چند هفته پیش ترک کردم بسیار متفاوت بود.” او پایدارتر ، پرانرژی تر و عصبانی تر بود. وینستون چرچیل ملت را با دقت و قاطعیت الهام بخشید. در یک چرچیل: یک زندگیمارتین گیلبرت ، زندگینامه نویس رسمی چرچیل ، ایمان سرسختانه چرچیل به مردم انگلیس را تأیید کرد. بهترین زمان او هدایت انگلیس در زمان انزوا ، تهدیدکننده و آسیب پذیرتر بود. وقتی شجاعت ، عزم و اعتقاد او به دموکراسی با ملت متحد شد. “ویلیام منچستر پنجم. آخرین شیر (جلد 3 ، آخرین جلد از این مجموعه) ، نتیجه گیری می شود: “روحیه سرپیچی چرچیل کل پادشاهی را به آتش کشید.”

او چطور این کار را انجام داد؟ نیازی به اغراق در تأثیر پخش چرچیل در این دوره نداریم. از ماه مه تا دسامبر 1940 ، چرچیل فقط هفت سخنرانی از طریق BBC داشت. اریک لارسون ، ن. فوق العاده و پست، دست کم گرفتن تأثیر آن بر روحیه انگلیس ، درعوض به اقدامات نمادین مانند ورود اسلحه های ضد هوایی به لندن اشاره کرد. با این حال ، تقریباً مطابق همه گزارش ها ، تأثیر ترکیبی سخنرانی های وی در زمان جنگ بسیار زیاد بود. سخنرانی چرچیل در 11 سپتامبر 1940 – سخنرانی که توسط رودلف جولیانی ، شهردار نیویورک پس از حمله تروریستی 11 سپتامبر 2001 که در آن 3000 آمریکایی کشته شد ، ایراد شد – نمونه بارز رهبری وی در زمان جنگ بود. در هشدار هوشیارانه از حمله احتمالی نازی ها ، چرچیل با تمجید از گارد داخلی ، “مصمم به جنگ برای هر اینچ زمین در هر روستا و در هر خیابان”. وی گفت كه هیتلر به اشتباه معتقد بود كه بمباران بی رویه غیرنظامیان باعث برانگیختن مردم انگلیس علیه دولت وی خواهد شد:

آنچه او انجام داد آتش سوزی در قلب انگلیسی ها ، اینجا و سراسر جهان بود ، که مدتها پس از از بین بردن تمام آثار آتش سوزی او در لندن می درخشد. او آتشی روشن کرد که با شعله ای مداوم می سوزد تا آخرین بقایای استبداد نازی در اروپا سوزانده شود. . .

حضور فیزیکی چرچیل در لایتن در حین حمله رعد اسا – بازدیدهای مکرر وی از صحنه های رنج شدید انسانی – وی را از طریق روش هایی که فرانکلین روزولت هرگز با مردم آمریکا تجربه نکرده بود با مردم انگلیس ارتباط برقرار کرد. صبح روز بعد از اولین حمله به لندن ، چرچیل در پناهگاه بمباران حمله هوایی که در آن 40 نفر کشته شدند ، با مردم صحبت کرد. وقتی او از ماشین پیاده شد ، بازماندگان و نزدیکانش او را مسخره کردند و گفتند: “ما فکر کردیم که می آیی. ما می توانیم آن را ببریم. آن را پس بگیر.”

این منظره ای بود که در طول حمله تکرار می شد ، و قطعاً به بازتاب پیام آن برای لندنی های معمولی کمک می کرد. در حقیقت ، سخنان وی اقتدار اخلاقی را برخلاف دیگر رهبران جنگ در قرن بیستم منتقل می کرد. چرچیل مانند هر کس دیگری به زبان انگلیسی تسلط داشت ، حس تاریخی عمیقی از سهم انگلیس در تمدن غرب داشت و به اطمینان از توانایی انگلیسی زبانان در مواجهه با اشراف و شجاعت تاریک ترین قدرت خود اطمینان داشت. عمر

ماکس هستینگز در کتاب خود نوشت: “چرچیل از طریق سخنان خود توانایی سرمایه گذاری عظیم در کارهای انسانهای فانی و حتی شکستهای آنها را داشت.” جنگ وینستون. نقاط ضعف آن می تواند نگران کننده باشد. او همیشه به احترام کل جمعیت انگلیس دستور نمی داد. “اما این میلیون ها نفر را قادر ساخته است تا فراتر از ویرانی های ناشی از میادین جنگ ، آلودگی شرایط محلی خود را در میان محرومیت و بمباران ببینند و در مبارزه و فداکاری های خود هدف بالاتری را تحقق بخشند.”

سخنان وی بی تأثیر نبود. هنگامی که هیتلر فهمید که نمی تواند انگلستان را به میل خود خم کند ، نگاه خود را به سمت شرق معطوف کرد. حمله او به اتحاد جماهیر شوروی در 22 ژوئن 1941 ویرانگر او بود. مورخان این لحظه تاریخی اتفاق نظر دارند که هدف اخلاقی برتر مردم انگلیس خود به خود ظاهر نمی شود ، گویی که این یک ضرورت اجتماعی است. در واقع ، تصور شهروندان لندن در ساعات شدید بحرانی بدون وینستون چرچیل در میان طوفان غیرممکن است. چالش غیرمنتظره آنها یک وقت گرانبها به متفقین داد: زمان برای تغییر روند جنگ.

شاید دختر چرچیل ، مری ، بهتر از هر کس بدهی جهان را به بزرگترین نخست وزیر انگلیس ابراز داشته باشد. وی نوشت: “علاوه بر تمام احساساتی که دختر نسبت به پدری مهربان و سخاوتمند احساس می کند ، آنچه را که هر انگلیسی ، زن و کودک انجام می دهد – همان آزادی” به شما مدیون هستم.

جوزف لکونته مدیر مرکز B است. کنت سایمون از مطالعات آمریکایی در بنیاد میراث فرهنگی. او در حال کار بر روی کتابی در مورد وینستون چرچیل و کنفرانس یالتا در سال 1945 است. آخرین کتاب او ، هابیت ، کمد لباس ، جنگ بزرگ ، در حال تبدیل شدن به یک مستند است و پیش نمایش فیلم را می توان در آن تماشا کرد hobbitwardrobe.com.




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
شهر نیویورک: COVID-19 باعث "بزرگترین تصادف جمعی و مرگ در تاریخ اخیر شهر نیویورک" شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *