فرهنگ زدایی: فرهنگ انطباق مسئله بزرگتری است


(فیل اشلی / DigitalVision / گتی ایماژ)

به ازای هر لغو برجسته ، ده ها نفر می توانند با تهدید خودسانسوری روبرو شوند.




مقاله عضو NRPLUS

G
رگ پاتون – استاد بازرگانی ، اکنون در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ، که از تکرار عبارتی چینی که به زبان انگلیسی شبیه تهمت نژادی است ، خشمگین شده است – آخرین محققی است که طعمه فرهنگ لغو دانشگاه می شود. پرونده وی همچنین هشداری است مبنی بر اینکه لغو فرهنگی یک پدیده واقعی است که آزادی علمی را کاملاً خطرناک و خطرناک معرفی می کند ، اما یک خطر موذی تر هم وجود دارد: استبداد نرم مطابقت مطابقت.

نام پاتون اکنون برای طرفداران آزادی علمی شناخته شده است و باید باشد. پرونده او نشان دهنده عقده های عجیب و غریب است که لغو در برابر آنها آسیب پذیر است. این زبان و فرهنگ چینی را به دانش آموزان آموخت ، اما به نام تنوع فرهنگی از بین رفت. درس پاتون مربوط به استفاده از زبان است ، اما رئیس وی ، جفری جارت ، از واژه اجباری “ایمنی” سوused استفاده کرد (فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد: “حالت محافظت در برابر آسیب یا آسیب یا محافظت در برابر آسیب”) برای توصیف اضطراب دانش آموزان.

همه این قسمت ها مشکل ساز هستند. آنها هدف یادگیری را که ذاتاً شامل ناراحتی است ، و همچنین پیش شرط تحقیقات علمی ، یعنی آزادی دانشگاهی را لغو می کنند. لغو پاتون مقوله خاصی را به خود اختصاص داده و شاید به ویژه پوچ باشد ، به این معنا که وی حتی تصور بحث برانگیزی از نوعی که آزادی دانشگاه باید از آن محافظت کند ، ابراز نکرده است.

اما این تصاویر واضح از فرهنگ لغو یک مزیت دارد: آنها قابل مشاهده و تشخیص هستند. هر چقدر وحشتناک تر باشند جالب ترند. یک سوال بزرگتر پیش رو است: چه کسی هرگز در وهله اول صحبت نمی کند؟ می توان هیأت علمی ارشد را تصور کرد ، به ویژه ، با پاتون به عنوان یک داستان احتیاطی رفتار می کند: دانشجویان آزرده می شوند ، یا آنها را در حصر نگه می دارند. اما حتی این در شوک و هیبت در موارد پر سر و صدا ریشه دارد.

دشوارترین موارد – که عمدتا ناشناخته است زیرا برخلاف رویدادهای گسسته و قابل گزارش است – مواردی است که دانشمندان زبان خود را نه از ترس بلکه از طریق خستگی محدود می کنند. برای آنها ممکن است س theال در مورد عواقب این بحث کمتر از این باشد که آیا آنها وقت و انرژی لازم برای ورود به آن را دارند. مقاومت بیهوده نیست. این فقط استرس زا است. جرایم ادعایی و خاموشی که وی در آن شرکت می کند ، رویدادهای قابل شناسایی است که حداقل در محافل مربوط به آنها به سمت صنعت اخبار گرایش دارد. خودسانسوری ، حتی اگر خجالتی باشد ، سگی است که هرگز پارس نمی کند و به همین دلیل خبر خاصی نیست.

پویایی ابطال نیز حداقل ملموس است. مردم ناراحت هستند. آنها با صدای بلند اعتراض می کنند و خواستار غرامت هستند. غالباً ، هدف آنها توانبخشی و سرکوب است. اما ما می دانیم چه زمانی این اتفاق می افتد و می توانیم با آن مبارزه کنیم. مطمئناً ، ابطال یک باشگاه انطباق است. نفوذ آن به عنوان پیش نیاز قابل انکار نیست.

اما هدف کسانی که می خواهند با ظرافت بیشتری مطابقت داشته باشند لزوماً خصمانه و بیرحمانه نیست. برعکس ، آنها ممکن است واقعاً خود را به عنوان کارهای خیرخواهانه در نظر بگیرند. پویایی حاصل از آن شدت کمتری و مسلماً ظریف تر است: کسانی که گفتار را کنترل می کنند ، یا بهتر بگوییم آرایش می کنند ، نه به قصد سرکوب مخالفت بلکه به جای آنکه آنها گزاره خیرخواهانه ای را ببینند که همه با آن موافقند.

این موقعیت بدون شک در دانشگاه ها و فراتر از آن امری عادی است. این امر در گفتگوهایی مشهود است که هدف آنها آموزش مجدد نیست بلکه بیشتر به کارگیری آنچه قبلاً همه باور داشته اند ، می باشد. بسیاری از طرفداران نظریه حیاتی نژاد – که ایده حیاتی آنها این است که نژاد تنها چیزی است که لازم است ، لنزهایی است که از طریق آن باید به سایر پدیده ها نگاه کرد – در واقع در تلاش برای اجرای انطباق هستند. اما ساده تر ، شما بر اساس این باور عمل می کنید که همه با آنها موافق هستند. برای این جمعیت ، این یک عمل خیرخواهانه صادقانه است: افراد منطقی با من موافق هستند و افرادی که با آنها روبرو می شوم منطقی هستند.

به عنوان مثال ، یک فرد مظنون است که آموزش در تئوری نژاد حیاتی که رئیس جمهور ترامپ اخیراً در آژانس های فدرال گیر کرده است ، اغلب کمتر از انعکاس فرضیه دیگران است. درست است ، این به او یک بازیگر عجیب می دهد: توحید به نام تنوع؛ آموزش و پرورش بر آنچه ادعا می شود معلوم است شناخته می شود. اما در حالی که لحن گزارش های خبری تمایل دارد طرفداران نظریه نژاد انتقادی را در برابر مخالفان خود قرار دهد ، متداول ترین مروج رویکرد نرم تر به انطباق ممکن است مبارزان عدالت اجتماعی نباشند. رزمندگان از جنگ لذت می برند. این یک جنگ بوروکراتیک کمتر از این است. این یک نظر واحد را فرض می کند که نیازی به مبارزه ندارد ، فقط اقدامات مکرر است که نشان دهنده یک پیروزی حاصل شده است. شما بیشتر از عصبانیت از این اقدام ترامپ احساس پریشانی می کنید.

این کوچک شدن مداوم زبان گواه است. اخیراً برنامه هایی بر اساس تئوری مسابقه نقدی سیاسی عنوانی در زمان واقعی که به عنوان “آموزش برابری نژادی” توصیف شده است. آیا عنوان نویسنده آگاهانه قصد داشته است زبان را خوش خیم جلوه دهد تا جنجالی را که در واقع آن را احاطه کرده است ، مخفی کند؟ شاید. با این حال ، این دقیق ترین احتمال است و بنابراین خطرناک ترین است ، شاید نه. تکرار گاه به گاه و غیرانتقادی عباراتی مانند “نژادپرستی سیستمی” فرضیات مشابهی را مطرح می کند. ممکن است س askال شود ، چرا آمریکایی ها دادخواست هایی را امضا می کنند که خواستار کیفرخواست فردی هستند در حالی که این رفتارهای فردی محصول “مقررات” است؟ روزنامه نگاران نگران تمامیت کلمات هستند. آنها مواد اولیه نویسنده هستند. یک مدل تجاری که ارزش خود را کاهش دهد ، تأمین کنندگان آن کالاها را برای مدت طولانی نگه نمی دارد. یک سیستم سیاسی که با تناقض معامله می کند ، شکاف بیشتری پیدا خواهد کرد زیرا بسیاری از مردم خود را به زبان دیگری می بینند.

به همین ترتیب ، پوشش پروفسور جسیکا کروگ – استاد سفیدپوست دانشگاه جورج واشنگتن که سالها خود را آفریقایی-آمریکایی تظاهر می کرد – در انکار نفس خود مائوئیستی به واژگونی آشکار زبان توجه نکرد (“شما باید من را کاملاً لغو کنید. متوسط. كروگ به دروغ گفتن اعتراف كرد.دفتر مدیر اجرایی: “جمله نادرست با قصد فریب”) شامل سو mis استفاده از کلمات است. با این حال او اعتراف کرد.

نیازی نیست فراتر از عنوان در Medium.com Krug – “حقیقت ، خشونت علیه سیاه پوستان دروغ است” – بخوانید تا ببینید هیچ کس نگاه دوم به حقیقت اساسی را که وی دروغ گفت را با انتشار کلمات به عنوان ابزار اراده به جای معنا ، نگاه کرد. . با این حال ، کسانی که سخنانشان قابل مبادله است ، بر چه مبنایی دروغ می گویند؟ بدنه دانشگاهی کروگ روشن و ایدئولوژیک بود پیشانیسیاه ، حداقل همانطور که من این اصطلاح را تصور کردم. دروغ های او که متشکل از کلمات بود “خشن” نبود. در میان پیش درآمدهای زندگی سیاسی – ارسطو: “انسان ذاتاً یک حیوان سیاسی است”؛ “فقط انسان در میان حیوانات گفتار دارد” – که کلمات جایگزین روشنی برای خشونت هستند.

عدم علاقه به برخی از اظهارات تکان دهنده تر پست – “من فکر نمی کنم هیچ زندگی ضد سیاه پوستی ارزش ذاتی داشته باشد” – ممکن است منعکس کننده یک پیش فرض اجماع در مورد آنچه “ضد سیاه” در نظر گرفته می شود و آنچه که نمی تواند عواقب آن را مشخص کند.

واژگونی مشابه کلمات در یک نشست آنلاین اخیر در تالار شهر دانشکده حقوق دانشگاه نورث وسترن مشاهده شد. این صحنه – بلافاصله عجیب و قابل پیش بینی – افراد را نشان می داد محکوم کردن آنها خود نژادپرست هستند و قول می دهند در آینده “عملکرد بهتری داشته باشند”. در اینجا نیز ماوسیم ترسناک بود. بنابراین وخیم شدن همراه با کلمات بود. هدف از این تمرین نشان دادن این بود که این افراد وجود دارند نه نژاد پرست. تنها راهی که آنها توانستند این را ثابت کنند اعلام خلاف این بود.

در همه اینها هیچ عنصر کمی برای فضیلت وجود ندارد. اما سیگنال را فقط می توان با فرکانسی دریافت کرد که در آن فضیلت فرض می شود. این مفهوم فضیلت به دلیل عدم توانایی در اعتراض به آنچه ناعادلانه است بدون گسترش بی گناه اتهام ، این مسئله را تضعیف می کند.

در این زمینه ، دو واقعیت قابل ذکر است. یکی اینکه جامعه اکنون مسائل نژادی را محاسبه می کند زیرا اقدامات نژادپرستی غیراخلاقی و ناعادلانه است. این اقدامات باید با شرایط خاص خود انجام شود.

با این حال ، پیش فرض تئوری نژاد حیاتی این است که نژاد در همه چیز نفوذ می کند. بنابراین واقعیت دوم اجتناب ناپذیر است: در زمینه نژادها ، تاریخ ایالات متحده تاریخ پیشرفت است. داستان نامتقارن است ، اما مسیر بالا است. این بدان معنا نیست که پیشرفت کافی حاصل شده یا نباید با اقدامات نژادپرستانه مقابله کرد. اما واضح است که ما در حال کشف آن هستیم که نژاد دقیقاً در همان لحظه نفوذ به همه چیز در اطراف ما رخ می دهد که نفوذ در پایین ترین سطح تاریخی یا نزدیک آن است ، همانطور که در جابجایی گسترده زمان تاریخی مشاهده می شود. این با گفتن اینکه به اندازه کافی پایین است تفاوت دارد. اما مسیر پیگرد قانونی تقریباً معکوس پیشرفت است. در میان کسانی که بیشتر به این عقیده پایبند هستند که نژاد همه چیز است ، آیا نژاد می تواند به عنوان یک تهدید از اهمیت کمتری برخوردار باشد؟

اجماعی که این طرفداران نرمتر پیروی از تصور آن تصور غلط از “قدرت اکثریت مطلق” توکویل است. توكویل پیش بینی كرد كه عقاید اكثریت مخالفان در دموكراسی ها را ساكت خواهد كرد ، فقط اگر افراد مساوی عقاید آنها را زیر سال ببرند ، زیرا افكار عمومی ، كه از هم سن و سالانشان ساخته شده ، با این اختلاف نظر دارند. با این حال ، فرضیه پشت این نسخه نرم و ظریف این است که در ابتدا کسی مخالف نیست. این تلاش برای استبداد با نظر غالب نیست. بلکه براساس یک پیش فرض غیر حدسی است که نظر غالب در جهان تقسیم می شود. این یک فرهنگ تراشیدن نیست. این فرهنگ مطابقت است. هر دو یکدیگر را تغذیه می کنند ، اما ممکن است مورد دوم نیروی خورنده تری باشد.

Greg Weiner یک دانشمند سیاسی در دانشکده Assuction است ، یک محقق مدعو در موسسه American Enterprise و اخیراً نویسنده راست قدیمی: بورک ، لینکلن و سیاست تدبیر.




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
USPS و انتخابات: قاضی فدرال موقتاً تغییر خدمات پستی را ممنوع می کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *