قوانین جدید تنوع آکادمی پایان خلاقیت است. وقایع انسانی


یک افسانه معروف وجود دارد در مورد دیکتاتور شوروی جوزف استالین ، که از اجرای مکرر یک نمایش موزیکال ساخت روسیه از آن دوران لذت می برد در حالی که پاشنه خود را با دوستان و پیروان چاپلوس خود لگد می زند – در شبهایی که با شراب خوب (از این نوع) که دهقانان توانایی خرید آن را ندارند و ودکا ، و تهدید مداوم اعدام سیاسی. به گفته استفان کوتکین ، نویسنده جلد دوم شگفت انگیز زندگی نامه خود در مورد استالین ، منتظر هیتلراین فیلم (به نام “Chaps”) رمانی بی دغدغه معنوی در مورد زندگی در روسیه کمونیست بود. (البته در این دوره زندگی در روسیه با توجه به استالین خیلی بی دغدغه نبود جمع گرایی اجباری در حومه شوروی). با این حال ، استالین با خواندن موسیقی ، اصرار داشت که همه باید به او بپیوندند.

هنگامی که صنعت فیلم سازی شوروی فیلم های دست و پا چلفتی و خود راضی و ستایشگر نسل کشی کمونیست ها تولید نمی کرد ، خود را وقف ژانر فیلم هایی کرد که توسط خود استالین ساخته شد:رئالیسم سوسیالیستی. (در صورت وجود نام غلط)

به نظر می رسید دیکتاتور شوروی یکی از طرفداران سینما است. هنگامی که صنعت فیلم سازی شوروی فیلم های دست و پا چلفتی و خود راضی و ستایشگر نسل کشی کمونیست ها تولید نمی کرد ، خود را وقف ژانر فیلم هایی کرد که توسط خود استالین ساخته شد:رئالیسم سوسیالیستی. رئالیسم سوسیالیستی (در صورت وجود غلط نامی) تبلیغات محض بود ، نوعی رسانه ایدئولوژیک تحت کنترل دولت که هنر یا خلاقیت را ترویج می داد تا پیام هایی را درباره آن زندگی در اتحاد جماهیر شوروی ترویج دهد (اگرچه استبداد ، با وجود پاکسازی ها ، قحطی، علیرغم گولاگاین لذت و بهشت ​​خالص برای کارگران بود.

این منطق شرم آور آمریکایی ها را آزار داد آکادمی علوم و هنرهای سینمایی. سازمان در ژوئن اعلام شد اکنون مقررات مربوط به تنوع و شمول را اجرا خواهد کرد. این بدان معناست که هر تولیدی برای اینکه بتواند از بین جوایز اسکار (اسکار) از انجمن های فیلم متحرک شناخته شود ، باید یک دستور کار سیاسی باشد.

نیویورک تایمز توضیح می دهد: “برای تحقق معیار بازیگری روی صفحه ، حداقل یکی از بازیگران اصلی یا بازیگر نقش مکمل مهم باید از یک گروه نژادی یا قومی کم نماینده باشد ، خواه این به معنی آسیایی ، اسپانیایی تبار ، سیاه پوست یا بومی باشد ، یا بومیان آمریکا ، یا خاورمیانه ، یا آفریقای شمالی ، هاوایی یا جزیره ای دیگر از اقیانوس آرام. “

برای کسانی که برای رسیدن به سهمیه قومی تلاش می کنند ، آکادمی سخاوتمندانه سخاوتمندانه برخی گزینه ها را ایجاد می کند: “30 درصد از همه بازیگران در نقش های ثانویه یا ثانویه می توانند از دو دسته زیر باشند: زنان ، افراد LGBTQ یا یک گروه قومی یا نژادی. “کم نماینده ، یا کسانی که از نظر شناختی یا جسمی ناتوانی دارند. یا خط اصلی داستان باید روی یک گروه کم نماینده باشد.” (نیازی به گفتن نیست ، سفیدپوستان به حساب نمی آیند.)

خواندن این مسئله و تصور اینکه این یک تقلید مسخره آمیز ساده از صفحات The Onion است سخت است. چرا ما می خواهیم متخصصان فیلم را مجبور کنیم اطلاعات پزشکی حساس ، مانند اختلالات شناختی را فاش کنند تا جایزه بگیرند؟ این اعداد از کجا آمده اند؟ به عنوان مثال ، چرا افرادی که به LGBTQ معروف هستند باید 30٪ از حضور در صفحه فیلم را تشکیل دهند – در حالی که در واقعیت ژست خیلی کمتر طبق ادعای فعالان ، از 10٪ جمعیت آمریکا؟ (و دوباره ، چرا آکادمی احساس قدرت می کند که نیاز به افشای رابطه جنسی خصوصی بازیگران و بازیگران دارد – فقط به این دلیل که آنها ، به عنوان یک اتحادیه ، بتوانند مانع عمومی منفی؟)

فوری تر این س ofال است که آیا واقعاً مهم است که هویت قومی و جنسیتی بازیگران فیلم چیست. به نظر می رسد این نتیجه قبلی است که نویسندگان آکادمی و هالیوود به طور گسترده ای پذیرفته اند ، بدون شک. این نمایش جمعیتی – و نه مثلاً نوشتن ، کیفیت تولید ، خلاقیت ، استعداد هنری و غیره – در تولید یک فیلم با کیفیت ضروری است. سیستم جیره بندی خام اصلاح نشده (چیزی که به عنوان رد می شود بر خلاف قانون اساسی در سایر زمینه های حرفه ای) تفکر نژادی نخبگان صنعت فیلم را آشکار می کند. این یک تفکر نژادپرستانه است که هدف آن پاسخگویی به خواسته های جذابیت فرهنگی است ، در حالی که متخصصان سفید پوستی را که به صنعت فیلم تبدیل شده اند ، مجازات می کند و کودکان را برای همه اهداف شلاق می زند. (آیا می توانید جهانی را تصور کنید که در نهایت سفیدپوستان بتوانند “گروه کم نمایشی” از این افراد تشکیل دهند؟)

این ممکن است یکی از بدترین اشکال تبعیض معکوس باشد ، که ناخودآگاه به عنوان “اقدام اثبات کننده” مطرح می شود تا بدنه سیاست آمریکا را فرا گیرد.

انتقام جویان: بازی آخر.

نابودی میراث فرهنگی ما ، یک نسخه وحشتناک

یکی از راه های در نظر گرفتن شایستگی های آنها ، پرسیدن سوال زیر است: اگر این استاندارد جدید اعمال می شد ، چه می کنید هر کدام از فیلم ها کدام یک از فرهنگستان به عنوان بهترین تصویر در طول قرن گذشته شناخته شده است؟ و منظور من فقط سهم از تاریخچه پزشکی / ترجیحات قومی / جنسی جدید نیست. منظور من این معیار برای سیاسی کردن روند تعریف چیزی است که به عنوان یک فیلم یا هنر خوب توصیف می شود.

دین کین بازیگر به شوخی گفت آکادمی به زودی جوایز جوایز نامزدی را اهدا خواهد کرد در یک توییت: “اگر با این معیارها قضاوت کنیم – کدام فیلم بهترین فیلم بود؟ (همچنین ، چه زمانی جایزه اسکار را برای شرکت در نظر می گیریم؟)”

مارک استین ، نویسنده و طنزپرداز محافظه کار نیز به این موضوع بپردازیدو هفته گذشته در تاکر کارلسون امشب در فاکس نیوز. وی خاطرنشان كرد كه قرابتی بین وسواس هالیوود به نژاد و اصرار كمونیست ها برای تبعیت هنر از ایدئولوژی سیاسی وجود دارد ، صرف نظر از اینكه همه اینها به اكران ترجمه شود یا معنای آن برای هنر تولید شده چیست. استین به فاکس نیوز گفت: “این مرگ هنر است. این هنر از طریق سهام است و هیچ آینده ای در آن نیست.”

https://www.youtube.com/watch؟v=Aj1fxU4oy5g

بیشتر بخوانیم:
Spiky National - اعلامیه بازار سهام Palantir ضررها و وعده های خود را نشان می دهد | کسب و کار

استین همچنین موفق ترین نوع فیلم امروز را یادآور شد – فیلم هایی مانند “انتقام جویان: بازی آخر” که تبدیل شده اند پردرآمدترین فیلم برای تمام مدت ، او 2.8 میلیارد دلار درآمد کسب کرده است. فیلم های انتقام جویان چیزی نیستند جز نسخه های بازیافتی کتاب های طنز از اوایل دهه 1960 ، دورانی که هیچ کس در آمریکا به این موضوع اهمیت نمی داد که آیا هنر یک برنامه سیاسی دقیق را منعکس می کند یا خیر. یا حق امتیاز جیمز باند را در نظر بگیرید که علی رغم فیلم دیگری که نزدیک به اکران است ، همچنان جمع آوری رسیدهای عظیم گیشه را ادامه می دهد. 2015 “Spectre” او 880 میلیون دلار درآمد کسب کرد و این کار را بیشتر با قهرمان اکشن آرنولد شوارتزنگر انجام داد تا یک فروشنده MI6. با این حال ، طبق نظم جدید فرهنگی ، شخصیت برجسته اما نادرست سیاسی جیمز باند و نویسنده آن ، ایان فلمینگ ، در هیچ گروه هالیوودی مورد استقبال قرار نمی گیرد.

برخی در هالیوود به جای کشتن عزیزانشان ، خواستار به روزرسانی این خلاقیت های قرن گذشته توسط همجنس گرایان ، تراجنسیتی ها یا تراجنسیتی ها بودند. به همان اندازه شخصیت های “نماینده”. با این حال ، این برداشت های “خلاقانه” شبیه هیچ یک از اصالت ها یا استعدادهای مورد نظر نیستند. آنها فقط مهندسی مجدد اجتماعی هستند.

دیگر فیلمهای کلاسیک آنچنان توسط چپ گرایان محروم شدند که علی رغم قدمت فرهنگی آنها برای چندین دهه ، اکنون آنها را بسیار دور از رستگاری می دانند. کلاسیک 1939بر باد رفته،” بود اخیراً توسط HBO Max سرنگون شد زیرا روایتگر «علت گمشده» جنوب قدیم است. (این در حالی است که “با باد رفته” با توجه به سهم قابل توجه و مهم بازیگران و بازیگران سیاه پوست در فیلم ، احتمالاً تنها تولیدی از بایگانی فیلم ایالات متحده است که سهمیه قومی جدید آکادمی را تأمین می کند. در حقیقت ، اگر با میراث فرهنگی غنی آمریکا در سینما کنار بیایید ، پس از تولید نتواند استاندارد نژادی جدیدی را که تعیین شده است برآورده کند. سال 1955مارتی، ارنست بورگناین ، که به عنوان یک قصاب طبقه کارگر بازی می کرد ، نمره نمی گرفت. بسیار سفید و کلاسیک هایی مانند “هتل بزرگ،کاخ سفید،آخر هفته از دست رفته،همه چیز درباره حوا،در اسکله،تخت،صدای موسیقی،آنی هال،کرامر در مقابل کرامریا ده ها نفر دیگر؟ بسیار شك آور است كه هر كدام از اینها در رهنمودهای جدید تنوع – یا حتی در این فضای جدید حساسیت فرهنگی مورد تحسین قرار گرفته باشند.

با این حال ، این فیلم ها با تحسین منتقدان قابل توجهی برای زمان خود مواجه شدند. در آن روزها ، آکادمی توسط گروهی گناهکار که قصد تولید رئالیسم سوسیالیستی آمریکایی را داشتند ، مانند امروز اداره نمی شد (سوسیالیسم براساس کلاس نیست ، بلکه بر اساس نژاد ، نژاد و ترجیحات جنسی است).

کاخ سفید.

کاخ سفید.

رویای آمریکایی در بیان سینمایی کشته شد

تحت این سیستم جدید تولید فرهنگی (و انطباق) ، می بینم که فیلم آمریکایی همیشه چگونه بوده است. برای لحظه ای داستان یک کارگردان را در نظر بگیرید که مسئول دو فیلم از آن آکادمی بهترین فیلم های سال خود بود: “آخر هفته گمشده” و “آپارتمان”. بیلی وایلدر متولد اتریش وی در طول کار خود شش اسکار رقابتی را به دست آورد و برای اکثر فیلمهای خود فیلمنامه های بذله گو ، پیچیده و بی امان نوشت: این یک شاهکار بزرگ برای کسی است که انگلیسی را به عنوان زبان دوم پذیرفته است. وایلدر هرگز دریغ نکرد که انگشت خود را در چشم جامعه آمریکا بگذارد ، و با شوخ طبعی ریاکاری و شکست خود را انتقاد کرد. اما در آخر ، او عاشق آمریکا بود زیرا این اجازه را به او می داد تا این مخالفت ها را انجام دهد و به او حداکثر کنترل خلاقانه بر کار خود را می داد. وایلدر در دهه 1930 از برلین فرار کرد زیرا از ارائه هنر خود به دستور کار سیاسی نازی ها و یهودی بودن امتناع ورزید.

“شما همچنین می توانید بپرسید که چرا نفس می کشیم. اگر تنفس را متوقف کنیم ، خواهیم مرد. اگر جنگ با دشمنان خود را متوقف کنیم ، جهان خواهد مرد.”

فکر نمی کنم وایلدر – که این نویسنده قطعاً به عنوان بزرگترین کارگردان هالیوود در تمام دوران ها اعلام خواهد کرد – واقعاً علاقه مند بود که آیا افراد فیلم او یا کسانی که در آن سهیم بودند سفیدپوست ، سیاه پوست ، سوسیالیست ، جمهوری خواه یا یهودی بودند. او فقط افرادی را می خواست که بتوانند کار خود را انجام دهند و سیاست های خود را تبلیغ نکنند. این همان چیزی است که صنعت فیلم سازی آمریکا به او داده است – و این مشخصاً ارزشی است که هالیوود فراموش کرده است.

شاید این نباید ما را آزار دهد که هالیوود آزادیخواه منفی ، با تقاضای مداوم اعتبار سیاسی ، بار دیگر در مسیر جنگ قرار می گیرد. این لیبرال های ثروتمند سرگرمی های بی فکری را ایجاد می کنند که نشان دهنده هر روح فرهنگی است که روحیه عمومی را حفظ کند. به نظر نمی رسد که آنها محتاط یا مسئول این سیاست زدگی باشند. از این گذشته ، اگر هالیوود تبعیض معکوس را تأیید می کند و بر سیستم سهمیه بندی برای اشتغال پافشاری می کند ، آیا آنها کاملاً بررسی کرده اند که چگونه این مسئله بر کل جامعه آمریکا تأثیر می گذارد؟

این یک علامت است ، یک علامت ناراحت کننده یک بیماری در آمریکا است. هنر ، چیزی بیش از علم ، نباید مجبور به ارتقا عقاید سیاسی – خوب یا بد باشد. واداشتن سازندگان فیلم برای اتخاذ جدیدترین هوی و هوس های مترقی درباره شمول یا تنوع ، بی شباهت به مجبور کردن آنها برای ترویج روایتی سیاسی برای جامعه بر اساس نژاد یا آگاهی طبقاتی نیست. و ما می توانیم فراگیری تحصیلی را فقط به عنوان یک ترفند سیاسی دیگر ، و یک انباشت ناخوشایند از درستی سیاسی از ترقی خواهان خسته و خودتخریبی حاکم بر صنعت سرگرمی آمریکا و تسلط بر بسیاری از رسانه های ملی ، کنار بگذاریم. اما قوانین بی پروا و خطرناک باید تعریف و نقد شوند – در غیر این صورت کسانی که این قوانین را صادر می کنند ترغیب خواهند شد که همان موارد بیشتری را به ما بدهند و در تلاش برای خاموش کردن شعله آزادی کاملاً احساس اطمینان کنند.

همانطور که مبارز مقاومت ویکتور لازلو ، شخصیت پل هنرد ، در کازابلانکا گفت: “شما همچنین ممکن است تعجب کنید که چرا نفس می کشیم. اگر تنفس را متوقف کنیم ، خواهیم مرد. اگر ما از جنگ با دشمنان خود دست بکشیم ، جهان می میرد.” قابل اعتماد




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
برنامه های آخر هفته - IG Metall 4 روز در هفته فشار می آورد | کسب و کار

لینک ها کوتاه شده

tinyurl.com/y5n2jnu2
is.gd/jG1SD4
shrtco.de/97uHu
clck.ru/Qrjf3
u.nu/e569l
ulvis.net/atx

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *