مورد تعاونی های آموزش خصوصی


معلمان در حالی که در سال 2015 در خارج از دبیرستان گارفیلد در سیاتل ، واشنگتن اعتصاب می کردند ، روی خط پیکت قدم می زدند. (مت میلز مک کایت / رویترز)

اتحادیه های معلمان اکنون پدران ملت را بالای بشکه دارند. مدارس خصوصی محلی ، داوطلبانه و پاسخگو می توانند ضمن کمک به کودکان و تقویت جوامع ، غرق شدن آنها را بشکنند.

دکترمت مالیات ها و رفتارهای آخرالزمانی از سوی اتحادیه های عمومی معلمان: این سه واقعیت قابل اعتماد از زندگی مدرن آمریکایی است.

با این حال ، یکی از این موارد مانند موارد دیگر نیست. مرگ و میر و مالیات تقریباً در هر خبرگزاری در سراسر کشور پوشش گسترده ای دارند. اکثر روزنامه ها هر روز یک بخش تشییع جنازه و یک یا دو مقاله در مورد چگونگی تصمیم دولت برای خرج کردن پول شهروندان خود دارند. اما این (هنوز) در بین دارندگان روزنامه یا شبکه های اصلی تبدیل به یک عادت نشده است که یک قسمت مشابه روزانه را به گزارش فعالیت های مضر به اتحادیه های صنفی معلمان اختصاص دهند. این بسیار گیج کننده است. فقر اخلاقی شدید و ارعاب اراذل و اوباش این کارتل های آموزشی به اندازه مرگ و مالیات فراگیر است. بنابراین ، سردبیران و گزارشگران در سراسر کشور می توانند با در نظر گرفتن مقدار مشخصی ستون اینچ یا زمان پخش هر روز برای تحت پوشش قرار دادن اتحادیه های معلمان ، در کار سختی صرفه جویی کنند. در حالی که شرکت های رسانه ای به هنر کسب درآمد از خشم تسلط دارند ، اما تکان دهنده است که رفتار این اتحادیه ها در بیشتر مواقع تا حد زیادی مورد توجه قرار نمی گیرد. این تکان دهنده است تا زمانی که به یاد بیاورید اعضای اتحادیه تقریباً با هر کارمند در رسانه های اصلی وابستگی حزبی دارند.

با این وجود ، همه گیر شدن باعث شده است که نحوه فعالیت اتحادیه ها برای میلیون ها والد در ایالات متحده نادیده گرفته شود. اتحادیه های صنفی معلمان تا زمان برآورده شدن خواسته های آنها ، مالیات دهندگان را همیشه باج داده اند. از این طریق ، با سایر اتحادیه های بخش دولتی تفاوتی ندارد. معلمان دولتی به استفاده از فرایندهای مناسب دموکراتیک راضی نیستند و از مودیان می خواهند هر مورد را در لیست خواسته های کریسمس خود با تعظیم در بالای صفحه به آنها بدهند. وقتی دموکراسی آنها را ناامید می کند ، این اتحادیه ها به ناچار اعتصاب می کنند.

اما اتحادیه های صنفی معلمان لایه ای دیگر از نفرت را به تاکتیک های ضد دموکراتیک دیگر اتحادیه های بخش دولتی اضافه می کنند. فقط مودیان مالیاتی نیستند که معلمان دولت برای دیه در اختیار دارند – بچه ها و والدین نیز. اگر والدین تحصیلات فرزندان خود را به مدرسه دولتی واگذار کنند ، پس باید بدانند که این مطالعه همیشه با توجه به شرایط اتحادیه معلمان که تصمیم می گیرند چه چیزی را تدریس کنند ، چه زمانی را تدریس می کنند و شرایطی که آموزش انجام می شود ، انجام می شود. دلیل آن این است که اتحادیه ها می دانند و اطمینان حاصل کرده اند که “مدیریت” (بخوانید “دولت”) در موقعیتی نیست که همه آنها را از هم جدا کند – از آنجا که والدین به مکانی برای فرستادن فرزندان خود در طول روز و کودکان به تحصیل کرده نیاز دارند.

چندین اتحادیه صنفی معلمان اخیراً با استفاده از این وضعیت ناگوار ، بازگشایی مدارس را با دستیابی به اهداف سیاسی چپ ارتباط داده اند. در برهه ای از مذاکرات بازگشایی اخیر ، معلمان متحد در لس آنجلس خواستار مالیات بر ثروت ، اصلاحات پلیس و ممنوعیت مدارس منشور شدند. دشوار است بگوییم که چگونه هر یک از اینها می تواند “ایمنی کارکنان و دانشجویان” را در زمان ویروس کرونا بهبود بخشد. اواخر روز قبل از رسیدن به توافق با شهردار د بلازیو در هفته گذشته ، اتحادیه معلمان شهر نیویورک تهدید به اعتصاب کرد. در نتیجه آن مذاکرات ، بازگشایی مدرسه در نیویورک به مدت یک هفته و نیم دیگر تا 21 سپتامبر به تأخیر افتاد و مانع بازگشت بسیاری از والدین محلی به کار تمام وقت تا آن زمان شد.

در بهترین دنیای ممکن ، رئیس جمهور ایالات متحده به سادگی به باغ گل سرخ می رفت و اعلام می کرد که کلیه معلمان مدارس دولتی اخراج شده اند ، همانطور که ریگان در سال 81 با کنترل کنندگان ترافیک هوایی این کار را کرد. رئیس جمهور سپس اعلام کرد که تمام بودجه آموزش و پرورش فدرال به طور مساوی بین کودکان آمریکایی تقسیم خواهد شد. تبدیل آن به حسابهای اختیاری که توسط والدین آنها کنترل می شود و اختصاص آنها فقط به منظور هزینه های مدرسه خصوصی. مدارس خصوصی در سراسر سرزمین می توانند برای ثبت نام کودکانی که سرانجام سرنوشت تحصیلی آنها در دست کودک و خانواده اش باشد ، جایی که او همیشه به آن تعلق داشته است ، رقابت کنند.

متأسفانه ، این دنباله خوشحال کننده از حوادث به زودی سپری نخواهد شد. در حال حاضر ، این والدین و رهبران جامعه هستند که باید امور را به دست خود بگیرند. این چطور انجام می شود؟ از طریق تشکیل تعاونی های آموزش ویژه. در کتاب او پایان نزدیک است و عالی خواهد بودهمکار من ، کوین ویلیامسون ، با فصاحت در مورد فراگیر بودن جوامع کمک متقابل داوطلبانه که قبل از معامله جدید در ایالات متحده وجود داشت ، می نویسد. هدف اصلی آنها در آن زمان ارائه خدمات درمانی به اعضا بود:

قبل از New Deal ، تعداد شگفت آور زیادی از آمریکایی ها تحت پوشش برنامه های بیمه اجتماعی قرار گرفتند – برنامه هایی که کاملاً خارج از حوزه سیاست های رسمی وجود داشتند. این برنامه ها مجموعه ای شگفت آور از خدمات را ارائه می کردند: بیمه عمر ، بستری شدن در بیمارستان و مزایای پزشکی که شامل هزینه های پزشکان و هزینه های بیمارستان گرفته تا دستمزد از دست رفته به دلیل بیماری یا جراحت ، مزایای بازماندگان ، مستمری های سالخوردگی و حتی مراقبت های بازنشستگی است. این برنامه ها برای ثروتمندان نبود ، بلکه برای طبقه کارگر و فقیر بود: اعضای آنها کارگران کم درآمد ، مهاجر و آفریقایی آمریکایی بودند. این انجمن به صورت غیرانتفاعی ، داوطلبانه و به صورت همتا به همتا توسط انجمن های جامعه از نوعی که متأسفانه کاملاً ناپدید شده اند ، اجرا می شود و احیای آنها گزینه بسیار جذابی برای یک کشور با شایستگی پایین است. سازمان های برادرانه ای آشنا مانند ماسون ها ، الکس لژ و یاران عجیب و غریب ، همراه با گروه ها و سازمان های کوچکتر از جمعیت های خاص قومی و مهاجر ، تعداد خیره کننده ای از آمریکایی ها را در نیمه اول قرن بیستم شامل: از هر سه نفر یک نفر متعلق به آمریکایی های بالای 21 سال بود سالها برای این گروهها با این حال ، این تعداد شیوع آن را کاهش می دهد ، زیرا بسیاری از این افراد سرپرست خانوارهایی بودند که همسران و فرزندان آنها تحت پوشش بیمه نامه های اجتماعی آنها بودند.

اعضای جامعه ، اعم از مذهبی ، قومی یا جغرافیایی ، با هم ممنوع شده و منابع خود را جمع می کنند تا همه آنها بتوانند از خدمات بهداشتی با کیفیت برخوردار شوند. این در تضاد با مدل بیمه عمومی است ، که در آن افسر مالیات به زور منابع را مصادره می کند و تصمیمات مربوط به استفاده از آنها را به دیوان سالار دور و کمیسرهای سیاسی منتقل می کند.

چرا مدل NGO در زمینه آموزش احیا نمی شود؟ بیشتر والدین فقط به دلیل گران بودن مدارس خصوصی فرزندان خود را به مدرسه دولتی می فرستند. اما اگر کلیساها ، محله ها و موسسات غیرانتفاعی تعاونی های آموزشی خصوصی تشکیل دهند ، که در آن والدین فقیرتر می توانند در چارچوب روابط رو در رو و همبستگی داوطلبانه به منابع جامعه اعتماد کنند ، جوامع در سراسر کشور می توانند استقلال خود را از آموزش عمومی اعلام کنند.

در حال حاضر ، والدین فقیر تا حدود زیادی به امور مالی جامعه خود بستگی ندارند. جامعه داوطلبانه ، رو در رو ، انسانی ، پاسخگو و محلی است. در مقابل ، حمایت مالی دولت غیر شخصی ، بی تفاوت ، بی پاسخ و اجباری است. منابع مادی را به گیرندگان می دهد ، اما بدون هیچ گونه روابط انسانی یا سرمایه گذاری متقابل احساسی. حتی کلمه ای که ما برای توصیف این روند استفاده می کنیم ، “استحقاق ها” ، نشان دهنده رابطه بسیار ضعیف تری بین اهدا کننده و گیرنده است از آنچه در جامعه ای یافت می شود که در آن پول به صورت داوطلبانه رد و بدل می شود. از آنجا که دولت مالیات هرکسی را می گیرد و آن را در یک مقدار زیاد قرار می دهد و سپس آن مبلغ بزرگ و غیرمتمایز را در قالب “هزینه های دولت” خرج می کند ، افرادی که پول دولت را دریافت می کنند تصور کلی از اینکه چه کسانی برای خدماتی که ارائه می دهند برای دریافت مجدد آنها پرداخت می کنند تصور عمومی ندارند. دولت خود را بین دهنده و گیرنده قرار می دهد و رابطه فردی بین این دو را از بین می برد. نتیجه این است که عنصر انسانی در این تبادل منابع مادی کاملاً از بین رفته است.

اگر جوامع در سراسر کشور بخواهند تعاونی های آموزشی خصوصی ایجاد کنند ، والدین فقیرتر می توانند نام و چهره ای را برای سرمایه هایی که پسران و دخترانشان را به ارتفاعات علمی می رساند قرار دهند. ذی نفعان ثروتمند همچنین می توانند ببینند که چگونه ثروت آنها می تواند جامعه آنها را غنی کند – یک آزمایش اخلاقی به خودی خود که ممکن است به عنوان یک معاینه اجتماعی در برابر مصرف بیش از حد مادی باشد.

به عنوان مثال ، هر انجمن محلی کلیساها باید به عنوان بخشی از خدمات خود ، یک تعاونی آموزشی مسیحی داشته باشد. بخش عمده ای از ده ها و کمک های مالی هر جماعت را می توان به صندوق تعاون واریز کرد تا اعضای کلیسا که توانایی مالی برای فرستادن فرزندان خود به یک مدرسه خصوصی مسیحی را ندارند ، همان فرصت اعضای ثروتمندتر جماعت را داشته باشند. از این گذشته ، اگر کلیسای مسیحی نتواند داوطلبانه نابرابری در ثروت اعضای خود را اصلاح کند ، پس آن نهاد چیست؟

این بدان معنا نیست که پروژه های مشارکتی از این قبیل باید ماهیتی مذهبی یا انگیزشی داشته باشند. همه جوامع باید این تعاونی ها را تشکیل دهند. تغییر ماهیت تنوع اجتماعی آمریکا (همراه با تنوع جغرافیایی آن) یکی از جذاب ترین و جذاب ترین موارد در مورد این کشور است. هیچ دلیلی وجود ندارد که به تعداد سبک زندگی آمریکایی ، مدارس خصوصی وجود نداشته باشد.

ما آنقدر به ایده آموزش همگانی عادت کرده ایم که آنطور که باید عجیب ما را شوکه نمی کند. برای قرن ها ، والدین آمریکایی پس از رسیدن به سن مدرسه ، فرزندان خود را به سادگی تحویل دولت داده اند ، به همان روشی که هنگام انتقال آن به کنار جاده ، زباله را تحویل می دهند. عواقب منفی این مدل بیش از حد است که در اینجا ذکر شود. اما ، همانطور که در بالا اشاره کردم ، والدین در سراسر کشور در حال حاضر با برخی از آنها روبرو هستند زیرا اتحادیه های صنفی معلمان تهدید می کنند که در صورت عدم احراز شرایط ، کار خود را متوقف می کنند.

تا زمانی که فقرا و طبقه کارگر چاره ای بهتر از تحویل فرزندان خود به مدت شش ساعت در روز نداشته باشند ، آموزش عمومی همیشه تأثیر عمده و مخربی بر زندگی ملی ما خواهد داشت. والدین مرفه در میان ما نمی توانند با فرستادن فرزندان خود به یک مدرسه خصوصی و اجازه دادن به فقرا برای کارهایی که باید از دست بوروکرات ها انجام دهند ، راضی باشند. آزادیخواهی روشنگرانه همیشه به دنبال جایگزینی لوکس با کار خیرخواهانه ، و اجبار دولت با جامعه داوطلبانه است. ایده تعاونی های آموزش ویژه با هر سنت بزرگ کار اجتماعی آمریکایی مطابقت دارد. این محلی ، داوطلبانه ، ضد دولتی ، بلند پروازانه ، بی باک و پر از روحیه اخلاقی مبلغ است که همه اصلاح طلبان بزرگ ما را متحرک می کند. این نوعی تلاش است که لبخند شناختی را از چهره الکسیس دو توکویل به ارمغان می آورد. از این گذشته ، زن فرانسوی بزرگ مطمئناً این ویژگی را به عنوان ویژگی اصلی آن اصلاح طلبان استعماری بی قرار در حاشیه جهان شناخته شده می شناسد که وقتی به این سواحل آمد بسیار آنها را دوست داشت. تنها س questionالی که امروز می توان از آمریکایی ها پرسید این است که “منتظر چه چیزی هستی؟”




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
چرا واشنگتن پست چنین مزخرفاتی را منتشر می کند که هرگز به آن نمی رسد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *