نیل پستمن “سرگرم کننده بودن خود را تا مرگ”: آنچه او بدست آورد و آنچه پیش بینی نکرد


دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا ، در 20 ژوئن 2020 روی صحنه ایستاده و به تشویق طرفداران خود در مرکز بانک کره در تولسا ، اوکلاهما گوش می دهد. (لیا ملس / رویترز)

آنچه نیل پستمن درست کرد – و آنچه را که نتوانست پیش بینی کند.

من اکنون می توانم تغییرات گسترده ای را در یک جهان صلح آمیز ببینم. آشفتگی های بزرگ و درگیری های وحشتناک. جنگها غیر قابل تصور است. و من به شما می گویم که لندن در خطر خواهد بود – لندن مورد حمله قرار خواهد گرفت و من در دفاع از لندن بسیار برجسته خواهم بود. . . . به هر طریقی که این کشور مورد حمله قرار گیرد ، به هر روشی که من نمی دانم ، اما من به شما می گویم که من مسئول دفاع لندن هستم و لندن و انگلیس را از فاجعه نجات خواهم داد. . . . تکرار می کنم – لندن در معرض خطر قرار خواهد گرفت و در موقعیت بالایی که من اشغال خواهم کرد ، مسئولیت نجات پایتخت و امپراتوری به عهده من خواهد بود.

تیگازدار وینستون چرچیل با دوستش سر مورلند ایوانز صحبت کرد و نقش او را در دفاع از غرب در برابر آدولف هیتلر پیشگویی کرد. این یک پیش بینی شگفت آور با اعتماد به نفس و حیرت انگیز در اواسط دهه 1930 بود ، با توجه به اینکه هیچ کس دیگری در راهروهای قدرت در وست مینستر معتقد نبود که جنگ قریب الوقوع است. با این حال ، چرچیل این پیش بینی را در دهه 1930 انجام نداد. حتی در دهه 1920 ، زمانی که قدرت های بزرگ در اروپا به سمت جنگ جهانی اول خواب می رفتند. اگر این حرف را باور کنید ، او این کلمات را در سال 1891 ، در شانزده سالگی گفت.

پیش بینی های با این دقت پزشکی قانونی این تصور را ایجاد می کند که للورین با سرعت 88 مایل در ساعت باید نقشی در منبع خود داشته باشد. حتی تعداد کمی از کتاب ها با این کیفیت وجود دارد. این احساس ناخوشایند را برای خواننده به ارمغان می آورد که جهانی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم تنها در پیش بینی های یک نویسنده دوراندیش و اکنون درگذشته وجود داشته است. یکی از این کتاب ها ، اثر نیل پستمن در سال 1985 است خود را سرگرم می کنیم تا به مرگ. خواندن این کتاب در جهانی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آن است نوعی آشفتگی غم انگیز از احساس مسیحیان اولیه هنگام بازگشت به فصل 53 کتاب اشعیا است. این احساس وجود دارد که همه چیز در جای خود قرار می گیرد. اما در حالی که اشعیا رنج و زنده شدن منجی را توضیح می دهد ، پستچی توضیح می دهد که چگونه مرد ریاست رسلمنیای 23 به نمادهای هسته ای دسترسی داشته است.

زیرنویس کتاب پستمن گفتمان عمومی در دوران تجارت است. تز وی ساده است: آنچه که ما در صحنه عمومی در مورد آن صحبت می کنیم و چگونگی صحبت درباره آن عمدتا توسط رسانه غالب ارتباطات شکل می گیرد. گفتگوهای مختلف ، نتیجه گیری های مختلف و سیستم های ارزشی متفاوت در جامعه ای تحت سلطه چاپ و برخلاف جامعه تحت سلطه تلویزیون پذیرفته خواهد شد. ماهیت و کیفیت رسانه شکل می گیرد و ماهیت و کیفیت بحث را محدود می کند. یا ، به قول پستمن ، “تعاریف حقیقت ، حداقل تا حدی از ماهیت رسانه ارتباطی که از طریق آن اطلاعات منتقل می شود ، ناشی می شود”. به عنوان مثال ، “در یک فرهنگ شفاهی ناب ، هوش اغلب با ضرب المثل های خلاقیت همراه است ، یعنی توانایی ایجاد سخنان داخلی که بسیار کاربرد دارند. سلیمان حکیم ، همانطور که در پادشاهان اول به ما گفته شد ، سه هزار ضرب المثل می دانست. استاندارد هوش در فرهنگ چاپ. کاملا متفاوت:

از شما خواسته می شود که قبل از هر چیز نسبتاً بی حرکت بمانید و برای مدت زمان نسبتاً طولانی بی حرکت باشید. . . . شما هستید [must be] قادر به تمایز بین جادوی نفسانی ، یا لحن تبریک (در صورت وجود) کلمات ، و منطق استدلال آنها است. اما در عین حال ، باید بتوانید از لحن زبان تشخیص دهید كه نویسنده چه نگرشی نسبت به موضوع و خواننده دارد. . . . شما باید بتوانید همزمان چندین کار را انجام دهید ، از جمله تأخیر در قضاوت تا پایان کامل بحث. بالاتر از همه ، [you must] من یاد گرفتم که در دنیای انتزاع مذاکره کنم. . . . هوش به این معناست که فرد می تواند بدون تصاویر ، در قلمرو مفاهیم و تعمیمات راحت زندگی کند.

یک رسانه جدید بزرگ “ساختار گفتمان را تغییر می دهد. این کار را با تشویق برخی از استفاده های ذهنی ، با ترجیح دادن تعاریف خاصی از هوش و خرد و مطالبه نوع خاصی از محتوا انجام می دهد.”

چه نوع محتوایی در آنچه که پستمن “آمریکای تایپوگرافیک” طی قرن های 18 و 19 می خواند ، جایی که وی ادعا می کند که “این فرهنگ جهت دارترین فرهنگ چاپ بوده است” مورد نیاز بوده است؟ پستچی با بازگشت به بحث های معروف لینکلن-داگلاس در دهه 1850 پاسخ می دهد. یک بحث در پوریا ، ایلینوی ، در سال 1854 هفت ساعت بود که در آن زمان کاملاً استاندارد بود. این دو نفر زمان را بین خود تقسیم كردند و هر كدام حدود سه ساعت و نیم صحبت كردند در حالی كه حاضران با دقت گوش می دادند. این مخاطبان “باید توانایی فوق العاده ای در درک صوتی جملات طولانی و پیچیده داشته باشند.” علاوه بر این ، زبان لینکلن و داگلاس “به صراحت از سبک کلمه نوشتاری الگو گرفته شد … … حتی تعاملات خود به خودی بین سخنرانان در ساختار جمله ، طول جمله و سازمان بلاغی بیان شد که شکل خود را از نوشتن گرفت.” در تحلیل نهایی ، “بحث های لینکلن و داگلاس را می توان به عنوان نثر گویایی توصیف کرد که کاملاً از صفحه چاپ شده برداشته شده است.”

نرخ سواد در مستعمرات زمان تأسیس با استانداردهای معاصر در اروپا بسیار بالا بود ، اما تایپوگرافی آمریکا مدتهاست که از بین رفته است. فیلم سینمایی جایگزین کلمه نوشتاری به عنوان قدرتمندترین رسانه ارتباطی در دنیای مدرن شده است و همه ما (از جمله نویسنده فعلی) از هوش کمتری نسبت به آن برخورداریم. چرا اینطور است؟ چرا انتقال از چاپ به تلویزیون ، و در نتیجه اینترنت ، تقریباً عمودی از ارتفاعات گفتمان عمومی به نمایش های شبانه در فاکس یا CNN کاهش یافته است؟ زیرا محتوای پیشنهادی بهترین کاری که تلویزیون انجام می دهد یا حتی بهترین نیست. همانطور که پستچی یادداشت می کند:

وقتی زبان واسطه اصلی ارتباطات است – به ویژه زبانی که توسط سختگیری انتشارات کنترل می شود – ایده ، حقیقت و ادعا نتیجه حتمی است. یک ایده ممکن است کلیشه ای باشد ، حقیقت بی ربط است و این ادعا نادرست است ، اما وقتی زبان ابزاری است که اندیشه شخص را راهنمایی می کند ، معنای آن گریزناپذیر است. اگرچه ممکن است فردی هر از چندگاهی این کار را انجام دهد ، اما در هنگام استفاده از جمله انگلیسی نوشتاری ، چیزی نگفتن بسیار دشوار است.

هیچکدام از اینها را نمی توان در مورد تلویزیون گفت ، در حالی که عکس این مسئله در مورد اینترنت وجود دارد. تلویزیون به عنوان یک رسانه به محتوای معنایی پیشنهادی توجه ندارد. پستمن ادعا می کند “این نیست که تلویزیون سرگرم کننده باشد بلکه این باعث شده است که سرگرمی به شکل طبیعی بازنمایی همه تجربه ها تبدیل شود.” اولین شرط برای نمایش هر چیزی در تلویزیون این است که باید بتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند. هر کاری که می کنید ، باید لذت ببرید.

حتی یک نمایش ظاهراً با هدف انتقال اخبار شامل نور ، گریم ، موسیقی دراماتیک و تحویل سریع خواهد بود. اولویت بندی سرگرمی ، به نوبه خود ، از لبه های صفحه نمایش به زندگی واقعی درز کرده است. “فقط این نیست که سرگرمی در تلویزیون استعاره هر سخنرانی است. این است که همان استعاره در خارج از صفحه نمایش غالب است.”

تقریبا دشوار است که فکر کنیم از زمان انتشار کتاب Postman بدون ناامید شدن از سرنوشت تمدن ما ، این کل پرونده کثیف چقدر بد بوده است. توییتر موفق شده است که حتی کلمه نوشتار را به یک بازی کوتاه ، از نظر زبانی عقیم و مختل از نظر عقلی تبدیل کند که در آن تعداد بی شماری با تشکیل عبارات منطقی و معیارهای بدون هیچ گونه خطری با آنها رقابت می کنند تا نظر همتایان خود را بدست آورند. این حمله توجه ما را به این واقعیت معطوف می کند که پستچی پای تبلیغات تجاری قرار می دهد و توسط بخشهایی از رسانه های اجتماعی ، اینستاگرام ، اسنپ چت و وحشت وحشت ، TikTok تقویت شده است.

بینش نویسنده در فصل سیاست به اوج خود می رسد ، جایی که او نشان می دهد چگونه سیستم ارزشی تبلیغات تلویزیونی روند انتخابات ایالات متحده را ربوده است:

این تبلیغات همیشه به نیازهای روانی بیننده می پردازد. از این رو ، این فقط یک درمان نیست. این یک درمان فوری است. در حقیقت ، این یک نظریه روانشناختی درباره بدیهیات منحصر به فرد ارائه می دهد: تبلیغات از ما می خواهد که باور کنیم همه مشکلات قابل حل هستند ، [and] به سرعت قابل حل است.

تبلیغات تلویزیونی در مورد نحوه برخورد با مشکلات ، برخی از درس ها را به بینندگان خود القا می کند. “در میان آن درسها ، پیامهای کوتاه و ساده نسبت به پیامهای طولانی و پیچیده ارجحیت دارند ؛ نمایش بهتر از نمایش است. فروش راه حل بهتر از مواجهه با س questionsالات در مورد مشکلات است.” شهروندانی که به طور ناخودآگاه با رویکرد حل مسئله از طریق موج های هوا ده ها سال به اجبار تغذیه شده اند ، ناگزیر آن را به حوزه سیاسی منتقل می کنند. تنها استعداد ضروری که یک سیاستمدار برای موفقیت در چنین جامعه ای نیاز دارد ، استعداد اصلی است که صاحب قدرت از آن برخوردار است – استعداد بازاریابی. هیچ کس به این واقعیت اهمیت نمی داد که مارکو روبیو مجبور بود آنچه را که سه گانه هسته ای در صحنه در جریان مناظره اولیه جمهوری خواهان در سال 2016 تجربه می کند ، برای دونالد ترامپ توضیح دهد ، زیرا او قصد داشتآمریکا را دوباره بزرگ کنیدساختن دیوار. “از نظر دیدگاه پستمن در مورد قدرت فیلم ، روحیه مبارزات انتخاباتی رئیس جمهور در سال 2016 می توانست بسیار دقیق اندازه گیری شود ، در صورتی که همه رای دهندگان بدون صدا به تماشای تجمعات خود بپردازند. خرخر ، اشاره انگشت و رفتار سخیف. او محتوای پیشنهادی را به زبان اضافه نکرد. اصلاً رئیس جمهور. “در گذار از سیاست حزب به سیاست تلویزیونی ،. . . ما مجاز نیستیم بدانیم که چه کسی بهترین رئیس جمهور ، فرماندار یا سناتور است ، اما بهترین تصویر او لمس کردن و آرام کردن اعماق نارضایتی ما است. “هر زمان که رئیس جمهور از تریبون بالا می رود ، کینه توزی آمریکای قرمز با روشن یا خاموش شدن صدا آشکار می شود.

بعد واقعاً ناامیدکننده کتاب این است که به نظر می رسد پستمن اعتقاد داشته است که اثرات مضر هدایت نمایش ، بدترین عملکردی را که در واقع در دوران دولت رونالد ریگان داشته است ، انجام داده است. این خود رونالد ریگان است که به مدت دو دوره به عنوان فرماندار کالیفرنیا خدمت کرد ، ایالتی که اگر یک ایالت بود به پنجمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل می شد. در زمان نوشتن این مقاله ، ریگان در راه از بین بردن یک امپراتوری شوم کمونیست در یک واقعه تاریخی ژئوپلیتیک بود. او را با مردی مقایسه کنید که برجستگی عمومی او عمدتاً به توانایی او در بازاریابی نام و شخصیت خود علی رغم ورشکستگی سریالی و بی اخلاقی عمومی متکی است و به نظر می رسد یکی از طرفداران شرورترین کمونیست زنده است. گویی دونالد ترامپ را در آزمایشگاه ساخته اند تا توبیخ پستچی به همه ما باشد. خبر خوب برای ترامپ و طرفدارانش این است که اگر سیاست واقعا تحت سلطه عصر تلویزیون باشد ، او در مسیر درستی برای انتخاب مجدد قرار دارد. او قطعاً دارای شماره بایدن در قرعه کشی های سرگرمی است. خبر بد این است که اگر رای دهندگان جالب ترین نمایش در شهر باشد ، ممکن است آمادگی لازم را برای تماشای فروپاشی کشور در طولانی مدت داشته باشند.




منبع: بادرود نیوز

بیشتر بخوانیم:
به نظر می رسد آخرین حقه جک بورکمن حمله جعلی FBI به خانه وی بوده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *