چرا یافتن مداخلات م effectiveثر برای مقابله با COVID-19 بسیار دشوار است


اندازه گیری اثرات ویروس کرونا جدید دشوار بود. COVID-19 نه تنها گسترده است – در این مرحله تقریباً هر گوشه دنیا را لمس کرده است – بلکه تأثیر آن بر جامعه نیز ویرانگر بوده است. این مسئول مرگ بیش از 905،000 نفر در سراسر جهان و بیش از 190،000 نفر فقط در ایالات متحده است. پیامدهای اقتصادی همراه آن فلج کننده بود. در ایالات متحده تعداد بیشتری از افراد در سه ماه اول اپیدمی شغل خود را از دست داده اند تا در ماه اول دو سال از رکود بزرگ. بله ، برخی علائم وجود دارد که ممکن است اقتصاد بهبود یابد ، اما حقیقت این است که ما تازه شروع به درک تأثیر کامل اپیدمی کرده ایم و هنوز نمی دانیم ویروس چه چیزی برای ما ذخیره کرده است.

همه اینها به دلیل این واقعیت پیچیده است که ما هنوز به دنبال راه های بهتر برای مبارزه با بیماری همه گیر هستیم ، زیرا بدون واکسن در دسترس ، مجبور کردن افراد به رفتارهای کافی که می تواند به کند شدن ویروس کمک کند ، دشوار بود. برخی از سیاست گذاران برای راهنمایی به جامعه شناسان و رفتار شناسان مراجعه کرده اند ، که دلگرم کننده است زیرا همیشه اینگونه نیست. ما دیده ایم که بسیاری از دانشگاه ها هشدارهای دانشمندان علوم رفتاری را نادیده گرفته و دانشگاه های خود را بازگشایی می کنند ، اما مجبور به بستن سریع آنها می شوند.

اما این همچنین بدان معنی است که یک وجود دارد خیلی از مطالعات جدید تا بررسی. فقط در زمینه روانشناسی ، بین 10 فوریه و 30 آگوست ، 541 مقاله در مورد COVID-19 در سرور اصلی پیش چاپ این رشته ، PsyArXiv بارگذاری شد. با این همه تحقیق ، دشوار است که بدانیم به چه چیزی باید اعتماد کنیم – و من این را به عنوان کسی که از جستجوی انواع مداخلات زندگی افراد ایجاد انگیزه می کند تا رفتار خود را تغییر دهند ، می گویم.

بیشتر بخوانیم:
کارشناسان معتقدند اگر قفل شدن COVID-19 تهاجمی تر باشد ، اقتصاد قویتر خواهد بود

همانطور که به دانشجویانم می گویم ، اگر می خواهید از تحقیقات علوم رفتاری برای حل مشکلات دنیای واقعی استفاده کنید ، باید جزئیات را از نزدیک ببینید. اغلب اوقات ، یک س simpleال ساده مانند: “سیاست گذاران و دست اندرکاران از چه تحقیقی برای کمک به مبارزه با بیماری همه گیر استفاده می کنند؟” پاسخ دادن به طرز شگفت آوری دشوار است.

برای مبتدیان ، اغلب تفاوت های اساسی بین آزمایشگاه (یا افراد و موقعیت هایی که برخی از جامعه شناسان به عنوان بخشی از تحقیقات روزانه ما مطالعه می کنند) و دنیای واقعی (یا افراد و نگرش هایی که سیاست گذاران و دست اندرکاران هنگام تنظیم مداخلات در ذهن دارند) وجود دارد.

به عنوان مثال این واقعیت را در نظر بگیرید که جامعه شناسان تمایل دارند افرادی از کشورهای ثروتمندتر را که عموماً دارای تحصیلات عالی ، صنعت ، دموکراسی و نیمکره غربی هستند ، مطالعه کنند. و برخی از رشته های علوم اجتماعی (به عنوان مثال روانشناسی) تأکید زیادی بر گروههای سفیدپوست ، ثروتمند و تحصیل کرده بیشتری از افراد در آن کشورها دارند.

این است پیشگام موضوعی در علوم اجتماعی و موضوعی که محققان دهه ها در مورد آن صحبت می کردند. اما اکنون ذکر این نکته نیز مهم است که سیاه پوستان و قهوه ای بطور نامتناسبی تحت تأثیر ویروس کرونا قرار می گیرند – آنها با نرخ بسیار بالاتری نسبت به افراد سفیدپوست می میرند و بیشتر در مشاغل کم درآمد “ضروری” کار می کنند که آنها را در معرض خطر بیشتری قرار می دهد. در اینجا می توانید محدودیت های تحقیقاتی واقعی را مشاهده کنید: افرادی که زندگی آنها بیشتر تحت تأثیر ویروس قرار گرفته است ، عمدتاً از مطالعه هایی که قرار بود به آنها کمک کند خارج شده اند. وقتی نمونه ها و روش های استفاده شده نماینده دنیای واقعی نباشند ، دستیابی به نتیجه گیری دقیق و عملی بسیار دشوار می شود.

بعلاوه ، کارهایی که شرکت کنندگان انجام می دهند یا گزارش می دهند که در آزمایشگاه انجام خواهند داد ، همیشه تعیین کننده رفتار آنها در زندگی واقعی نیست. به عنوان مثال استفاده از ماسک صورت – چیزی که بسیاری از آمریکایی ها هنوز از آن استفاده نمی کنند. متقاعد کردن مردم برای استفاده از ماسک به نظر آسان حل می شود ، اما درک اینکه چرا آنها از وهله اول ماسک استفاده نکرده اند بسیار پیچیده است. این می تواند در درک خطر یک مشکل باشد (آنها COVID-19 را خطرناک نمی دانند یا احتمال عفونت را دست کم می گیرند). یا ممکن است یک مشکل موثر درک شده باشد (آنها فکر نمی کنند که استفاده از ماسک در واقع خطرات آنها را کاهش می دهد). یا این ممکن است یک مشکل در درک طبیعی باشد (آنها فکر نمی کنند که شخص دیگری ماسک زده است).

بیشتر بخوانیم:
فوتبال به سه کنفرانس از پنج کنفرانس قوی می آید. COVID-19 از قبل وجود دارد.

فهمیدن اینکه چرا مردم ماسک زدن را انتخاب نمی کنند مهم است زیرا اگر هدف طراحی مداخله موفقیت آمیز برای تغییر این رفتار است ، بنابراین به عنوان جامعه شناسان ابتدا باید بفهمند که کدام یک از این علل – یا به احتمال زیاد ، کدام یک از آنها – ریشه مشکل است. تا زمانی که ندانیم چه چیزی رفتارهای زیادی را تحریک می کند ، نمی توانیم راه حل های موثری برای تغییر آن رفتار پیدا کنیم. و همه اینها در نظر نمی گیرد که ما اکنون در جهانی زندگی می کنیم که همه چیز سیاسی شده است – از جمله اپیدمی – که بر اینکه آیا مردم مایل هستند به پیام های مداخله توجه کنند نیز تأثیر می گذارد.

تحقیقات در مورد سایر بیماریهای عفونی این را نشان داده است سازمان بهداشت جهانی انجام مداخله (یعنی چه کسی پیام را می رساند) مهم است ، زیرا متخصصان اغلب از افراد غیر متخصص موثرتر هستند. مطالعات همچنین نشان داده است که برای شخصی که مداخله می کند ، به اشتراک گذاشتن خصوصیاتی مانند جنسیت یا قومیت با افرادی که پیامها را هدف قرار می دهد ، مفید است. علاوه بر این که به افراد لیست خشکشویی مواردی را که می خواهند بدهید من نمی توانم بهره کمتر از تأمین تعداد معقولی (مثلاً دو تا سه) کارهایی که می توانند انجام دهند.

بیشتر بخوانیم:
چگونه می توان فهمید که چه زمانی می توانید به واکسن COVID-19 اعتماد کنید

سرانجام ، محققان باید به این سوال ظاهراً سرد و محاسباتی بپردازند که آیا این مداخله مقرون به صرفه است یا خیر. منابع محدود هستند – خصوصاً در شرایطی مانند بیماری همه گیر – بنابراین جامعه شناسان همچنین سعی می کنند تعیین کنند که کدام مداخلات بیشترین تأثیر جامعه را دارند. برای انجام این کار ، ما باید مواردی مانند “اندازه تأثیر” مطالعات قبلی را بررسی کنیم و آنها را به اقدامات مربوط به همه گیری تبدیل کنیم.

به عنوان مثال ، اگر پیامی برای افزایش ماسک پوشیدن و متقاعد کردن سیاست گذاران برای خرید زمان پخش در 210 بازار رسانه ای ایالات متحده تهیه کنیم ، چقدر افزایش ماسک پوشیدن را باید انتظار داشته باشیم؟ یک درصد؟ پنج درصد؟ پاسخ به آن بسیار مهم است ، زیرا ما باید تصمیم بگیریم که آیا این استفاده بهتر یا بدتر از منابع (محدود) نسبت به سرمایه گذاری در استراتژی های دیگر ، مانند آزمایش بیشتر COVID-19 است – چیزی که ایالات متحده نیز از آن استفاده نمی کند.

در نهایت ، کشف اینها اغلب زمان بر است و تأیید این مهم برای دانشمندان و سیاست گذاران مهم است. ما باید آنچه را که نمی دانیم و زمان بیشتری نیاز داریم بیان کنیم. به هر حال ، قبل از اینکه واقعاً مشکل یا پیامدهای مداخله را درک کنیم ، خطر اقدام سریع وجود دارد. اعتماد به نفس بیش از حد و خطا ممکن است هزینه های بسیار واقعی به دنبال داشته باشد: ما در جامعه علمی در آینده اعتبار و اعتبار خود را از دست می دهیم (بدون ذکر هزینه های مربوط به هر گونه آسیب که بین مداخلات نادرست اولیه و مداخلات صحیح نهایی رخ دهد). به پیام های اولیه ماسک های صورت فکر کنید که تا حدودی مات بودند. برخی از کشورها ماسک هایی را اعمال کرده اند ، مانند جراح عمومی ایالات متحده جیر جیر ماسک ها “بی اثر” هستند. البته بعداً دانشمندان و سیاست گذاران مجبور شدند که عقب نشینی کنند ، زیرا مطالعات نشان داد که استفاده از ماسک در کاهش انتقال COVID-19 مثر است.

بیشتر بخوانیم:
BP کمتر چرب است - رئیس جمهور جدید BP آینده سوخت های فسیلی را چگونه می بیند | کسب و کار

این امر من را به یک نکته نهایی می رساند که می خواهم در مورد آن بحث کنم: اخلاق تحقیقات علمی. داده ها می توانند مفید باشند ، اما به خودی خود صحبت نمی کنند. پشت نقطه داده هر شخص. و با وجود چیزی مانند ویروس کرونا ، که افراد به شدت تحت تأثیر آن قرار می گیرند ، باید به اخلاق مداخله در زندگی مردم فکر کنیم. این اخلاق باز هم شامل تفکر درباره مواردی مانند اینکه چه کسی در داده های ما استفاده می شود ، در مقابل افرادی که فاقد آنها هستند و زندگی آنها تحت تأثیر این تصمیمات است.

سطوح شدید نابرابری در ایالات متحده و سراسر جهان منجر به عدم تعادل قدرت شده است که اغلب منجر به توزیع نابرابر خطرات و مزایای مداخلات می شود. برخی از گروه ها در معرض خطرات نامتناسب قرار دارند و برخی دیگر از مزایای نامتناسب بهره مند می شوند. در نتیجه ، تصمیمات سیاسی اغلب برنده و بازنده دارند و هم در جامعه تاریخی و هم در جامعه مدرن – از جمله دوره COVID-19 – افرادی که ضرر می کنند معمولاً کسانی هستند که در حاشیه جامعه هستند. ما باید این را به خاطر بسپاریم و در تلاش برای عدم تولید این الگوها هوشیار باشیم.

وقتی مقاله FiveThirtyEight درباره تغییر در افکار عمومی درباره بازگشایی اقتصاد را خواندم ، این یادآوری شد. این مقاله خاطرنشان کرد: بین ماه های مارس و ژوئن ، داده های نظرسنجی نشان دهنده افزایش 22 درصدی در درصد آمریکایی ها است که می گویند دولت باید به شرکت ها اجازه دهد دوباره درهای خود را باز کنند ، حتی اگر این به معنای قرار دادن برخی افراد در معرض خطر باشد. در ظاهر ، به نظر می رسد این افزایش قابل توجهی در حمایت از بازگشایی اقتصاد است و بنابراین به نظر می رسد بازگشایی توسط مردم پشتیبانی می شود. اما وقتی از نزدیک نگاه می شود ، روشن می شود که چرا عاقلانه نیست که فقط بر اساس این شواهد عمل شود: این روند تا حد زیادی در میان سفیدپوستان آمریکایی مشاهده شده است. 82 درصد سیاه پوستان آمریکایی هنوز معتقدند که سلامت عمومی باید در اولویت اقتصاد قرار گیرد – تقریباً بدون تغییر از ماه مارس. آمریکایی های سفید پوست نظر خود را تغییر دادند: 49 درصد معتقد بودند که دولت باید اقتصاد را بازگشایی کند ، حتی اگر این به معنای به خطر انداختن برخی از افراد باشد ، در حالی که مارس 24 درصد بود.

بیشتر بخوانیم:
چرا پنسیلوانیا توانست انتخابات 2020 را تعیین کند

این یک یادآوری مهم است که همه گیر “تساوی بزرگ” نیست ، همانطور که در ابتدا توضیح داده شد. اختلافات نژادی در این اپیدمی به قدری شدید بوده است که برآوردهای اولیه نشان می دهد از هر 2000 نفر یک کل جمعیت سیاه پوستان در ایالات متحده از COVID-19 مرده است. بنابراین ، ضروری است که هنگام تفکر درباره تحقیقاتی که باید هنگام پاسخ به اپیدمی استفاده کنیم ، این تجارب مختلف ویروس کرونا را در نظر بگیریم.

چه کسی در داده های ما استفاده می شود؟ و کی نیست؟ اگر هنگام طراحی مداخلات ، نظرات و سایر داده های جمع آوری شده از یک گروه را به طور قابل توجهی متعادل کنیم ، برای گروه های دیگر چه اتفاقی می افتد؟ این تفاوت ها در دنیای واقعی از اهمیت بالایی برخوردار است. ما باید این س questionsالات را به عنوان دانشمند از خود بپرسیم و به یاد داشته باشیم که – به خصوص در دوره هایی مانند دوران همه گیری که در آن هستیم – ما درمورد زندگی مردم شرط می بندیم تا پاسخ این سالات را بدهیم.




منبع: بادرود نیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *