چگونه شرکت ها اقتصاد بازار آزاد را غارت می کنند


با این حال ، در قرن بیستم ، ایده این بود که شرکت ها فقط مجاز به وجود هستند و از مزایایی که در دسترس سایر اشکال تجارت نیست ، بهره مند می شوند زیرا به نوعی هدف کلی دارند. معمولاً شرکت ها منافع جوامعی را که در آن فعالیت می کنند و سایر سهامداران را به تعویق می اندازنداز جمله مشتریان ، کارمندان و تأمین کنندگان و همچنین سهامداران و جوامع. طرفداران نظم جدید شرکتی ، این مفهوم گسترده تر از مشتری واقعی شرکت را به عنوان دلیل اصلی حق رای دادن گسترده شرکت ها ، پذیرفتند.

این همه از دهه 1970 شروع به تغییر کرد. در یک مقاله لمس کننده در مجله نیویورک تایمز در 13 سپتامبر 1970 ، میلتون فریدمن ، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو ، اولین شلیک را در برابر دیدگاه سنتی مسئولیت شرکت ها به عنوان تقسیم بین سهامداران مختلف انجام داد. در عوض ، وی گفت ، این شرکت تنها یک مسئولیت دارد: در برابر سهامدار ، که صاحب مشاغل است. از نظر فریدمن ، “مالکیت” حق مطلق استفاده از هرگونه مالکیت اختصاصی را به هر طریقی که مالک انتخاب کند ، اعطا می کند ، فقط با رعایت محدودیت های قانون. از آنجا که سهامداران صاحب هستند ، 100 درصد سود منهای مالیات به آنها تعلق می گیرد. بنابراین ، برای فریدمن ، معلوم می شود که هر منافعی که شرکت به غیر سهامداران می دهد و هدف نهایی سودآوری را ندارد ، در اصل ، سرقت وجوه سهامدار است. فریدمن معتقد است که محدود کردن تمرکز شرکت بر روی تنها هدف حداکثر سودآوری باعث افزایش بهره وری و کارایی می شود ، در نتیجه رشد اقتصادی و بهبود رفاه اجتماعی به حداکثر میزان بنگاه های اقتصادی امکان پذیر می شود.

بیشتر بخوانیم:
اداره ایمنی و بهداشت شغلی ترامپ شرکت ها را به دلیل نقض همه گیری آنها جریمه می کند

در مقاله ای بسیار مهم در سال 1976 ، اقتصاددانان دانشگاه روچستر ، مایکل جنسن و ویلیام مکلینگ ، آموزه فریدمن را تقویت کردند. آنها استدلال کردند که تغییر جهت مدیریت صرفاً به حداکثر رساندن ارزش سهامداران راه حلی برای یک مشکل دیرینه مالکیت و کنترل شرکتهای بزرگ ارائه می دهد.

حداقل از دهه 1930 ، اقتصاددانان و دانشمندان حقوقی نگران قدرت های جدیدی هستند که توسط شرکت های بزرگ مدرن اعمال می شود. طبق مدل مدرن حاکمیت شرکتی ، سهامداران تسلط کمی بر دارایی های خود دارند. در واقع ، کاملاً تحت کنترل مدیریت شرکت بود. از نظر تئوری ، مدیران صرفاً کارکنانی بودند که برای سهامداران کار می کردند ، هیئت مدیره شرکت از آنها برای جستجوی منافع خود نمایندگی می کرد. اما در عمل ، هیئت مدیره در انجام این کار ضعیف عمل کرده اند. عضویت در هیئت مدیره یک کار تمام وقت نبوده و هیئت مدیره ممکن است فقط دو بار در سال تشکیل جلسه دهد و اغلب توسط مدیریت ارشد انتخاب می شود. علاوه بر این ، هیئت مدیره فاقد اطلاعات دقیق و تجربیات لازم برای درک کار روزمره شرکت بود و معمولاً فقط مدیرعامل را به شرطی که به طور معقول اداره کند ، پلمپ می کرد.

بیشتر بخوانیم:
چین و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد: تلاش خطرناک پکن




منبع: بادرود نیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *